تایپوگرافی از سیر تا پیاز : خوشنویسی

۲۱ خرداد ۱۳۹۴

قبلا در اولین سری از مطالب تاپیوگرافی از سیر تا پیاز ، تایپوگرافی از سیر تا پیاز : تعریف به چیستی و چگونگی تایپوگرافی اشاره داشتم . همچنین در دومین سری از این مطالب تایپوگرافی از سیر تا پیاز : تایپ فارسی در وب به جایگاه فونت ، وب فونت و نحوه استفاده از تایپ در وب پرداخته بودم . امروز قصد دارم در سومین سری از این مطالب به خط ، خطاطی و آنچه که ما امروزه به نام خوشنویسی می شناسیم بپردازم .

اصولا زمانی که ما از “تایپ” و “تایپوگرافی”۱ صحبت می کنیم ، داریم از فرآیندی صنعتی ، تکثیر پذیر و قابل چاپ صحبت می کنیم . در همین راستا معمولا هنر خوشنویسی و خطاطی را در گروه تایپوگرافی قرار نمی دهیم ؛ زیرا که غالبا در آن ابعاد صنعتی ، تکثیر پذیری و چاپ مطرح نیست .

سیاه مشقی از مرحوم عمادالکتاب در وصف کتاب سفرنامه خراسان

سیاه مشقی از مرحوم عمادالکتاب در وصف کتاب سفرنامه خراسان

اما چیزی که باعث شد من در این سری از مطالب تایپوگرافی از سیر تا پیاز به خوشنویسی بپردازم ، اهمیت بسیار زیاد آن در شکل گیری تایپ های مدرن امروزی است . هر چیزی که ما امروز از طراحی تایپوگرافی داریم ، بر دوش خوشنویسان بزرگ ما در گدشته است . کسی که بتواند خوشنویسی را درست بشناسد و انواع خطوط را درک کند ، در رهیافت خود به سمت طراحی تایپ بسیار موفق تر نسبت به آنها که چنین دانشی در اختیار ندارند عمل خواهد کرد .

دیباچه :

خوب است قبل از بررسی خطوط در خوشنویسی قدری با تاریخچه و کم و کیف خوشنویسی آشنا شویم . متن زیر به اختصار و با دخل و تصرف از ویکی پدیا ، این هدف را محقق می کند :

خوشنویسی یا خطاطی به معنی زیبانویسی یا نوشتن همراه با خلق زیبایی است و فردی که این فرایند توسط او انجام می‌گیرد خوش نویس نام دارد، به‌خصوص زمانی که خوش نویسی حرفه ی شخص باشد. گاهی درک خوشنویسی به عنوان یک هنر مشکل است. به نظر می‌رسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس افزون بر نگارش یک متن، سعی داشته اثری هنری با ارزش‌های زیبایی شناختی خلق کند. از این رو خوشنویسی با نگارش سادهٔ مطالب و حتا طراحی حروف وصفحه‌آرایی متفاوت است. همچنین از آنجایی که این هنر جنبه‌هایی از سنت را در دل خود دارد باید آن را تا حدی از تایپوگرافی که مبتنی بر ارزش‌های گرافیکی مدرن و کارهای چاپی است متمایز کرد.

خوشنویسی تقریباً در تمام فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد اما در مشرق زمین و به‌ویژه در سرزمین‌های اسلامی و ایران در قله هنرهای بصری واقع است. خوشنویسی اسلامی و بیش از آن خوشنویسی ایرانی تعادلی است حیرت‌انگیز میان تمامی اجزا و عناصر تشکیل دهندهٔ آن. تعادل میان مفید و مورد مصرف بودن از یک سو و پویایی و تغییر شکل یابندگی آن از سوی دیگر؛ تعادل میان قالب و محتوا که با آراستگی و ملایمت تام و تمام می‌تواند شکل مناسب را برای معانی مختلف فراهم آورد.

برگی از قرآن به خط کوفی - ایران - قرن یازدهم

برگی از قرآن به خط کوفی – ایران – قرن یازدهم

اگر در نظر داشته باشیم که خوشنویسی اسلامی و ایرانی براساس قالب‌ها و قواعد و نظام‌های بسیار مشخصی شکل می‌گیرد و هر یک از حروف قلم‌های مختلف از نظام شکلی خاص، و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر، برخوردارند. آنگاه درمی‌یابیم که ایجاد قلم‌های تازه و یا شیوه‌های شخصی خوشنویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرت‌انگیزی پدیدار می‌شود. در خوشنویسی اندازه هر حرف و نسبت آن با سایر حروف با دقت بسیار بالایی معین شده‌است و هر حرف به صورت یک «مدول» ثابت درمی‌آید که تخطی از آن به‌منزله نادیده گرفتن توافقی چندصدساله‌است که همیشه میان خوشنویس و مخاطب برقرار بوده و با رضایت طرفین حاصل می‌آمده‌است.

قدیمی‌ترین نسخه قرآن به خط کوفی است و به علی بن ابی‌طالب منسوب است. پس از قرن پنجم هجری، خط کوفی تقریباً جای خود را به خطّ نسخ داد که حروف آن بر خلاف حروف زاویه‌دار خطّ کوفی منحنی و قوس‌دار است.

در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از : محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که یه اصول دوارده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.

در ایران پس از اینکه خط تصویری تبدیل به میخی گردید و مدتی میخی و آشوری و بابلی و اوستایی نوشته می‌شد پس از پیدایش خط حروفی در مصر و فنیقیه و سرایت آن به یونان در دوره اقتدار سلوکیها خط مزبور رواج یافت و چنانچه می‌بینیم سکه آنها بهمان خط است و سپس اشکانیها هم همان خط را دنبال کردند و در زمان ساسانیان خط پهلوی با خط حروفی خیلی نزدیک شد تا اینکه بعد از اسلام خواه ناخواه خط کوفی در ایران رواج یافت و مسیر ترقی خود را پیمود و از کوفی بی‌نقطه به نقطه‌دار و نسخ و نستعلیق و ثلث و رقاع و شکسته و غبار و امثال آن ترقی کرد.

درحالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه به عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد. در این منطقه نیز خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای لطافتی خاص است.

در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت. در زمان حکومت ایلخانیان، اوراق مذهّب کتاب‌ها نخستین بار با نقش‌های تزیینی زینت یافت. در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی به اوج کمال خود رسید.میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را بنیان نهاد.

آنچه که به عنوان شیوه‌ها یا قلم‌های خوشنویسی ایرانی شناخته می‌شود بیشتر برای نوشتن متون غیر مذهبی نظیر دیوان اشعار، قطعات ظریف هنری و یا برای مراسلات و مکاتبات اداری ابداع شده و به‌کار رفته‌است. این در حالی است که خط نزد اعراب و ترکان عثمانی بیشتر جنبه دینی و قدسی داشته‌است. هرچند آنان نیز برای امور منشی‌گری و غیر مذهبی قلم‌هایی را بیشتر به‌کار می‌برند، اما اوج هنرنمایی آنان – بر خلاف خوشنویسان ایرانی- در خط ثلت و نسخ و کتابتقرآن و احادیث قابل رویت است.

در ایران نیز برای امور مذهبی مانند کتابت قرآن یا احادیث و روایات و همچنین کتیبه‌نویسی مساجد و مدارس مذهبی بیشتر از خطوط ثلث و نسخ بهره می‌گرفتند که نزد اعراب رواج بیشتری دارد. هرچند ایرانیان در این قلم‌ها نیز شیوه‌هایی مجزا و مختص به خود آفریده‌اند.

خط نسخ اولیه، دو صفحه از قرآن، خط ابن بواب

خط نسخ اولیه، دو صفحه از قرآن، خط ابن بواب ایرانی

خط تعلیق را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست. خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند کرد خواجه تاج سلمانی بود.

پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود. در قرن هشتم میرعلی تبریزی  از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید.و بعدها در دوران شاه عباس صفوی به دست میرعماد حسنی به اوج زیبایی و کمال رسید.

چلیپایی از میرعماد حسنی

چلیپایی از میرعماد حسنی – دوره صفویه

خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند. در خراسان بزرگ و کشورهای آسیای میانه، افغانستان و به‌ویژه خوشنویسان دربار گورکانیان در هندوستان (که تعلق خاطر ویژه‌ای به فرهنگ ایرانی داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.

بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی در ایران دانست. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن را می‌توان به سبب نیاز به تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست. همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت،شکسته تعلیق آن‌را نیز بوجود آوردند.

در دوران قاجار خط کاربرد اصلی خود یعنی کتابت را از دست داد. از یک سو با تاکید و توسعه سیاه‌مشق‌نویسی به سمت هنر ناب رفت و از دیگر سو با پدید آمدن روزنامه‌ها و چاپ سنگی خود را به هنرهای کاربردی نزدیک شد. در دورانپهلوی روند نیازهای مدرن تجاری و تبلیغی حط را از کنج کتابخانه‌ها و مجموعه‌های خصوصی به بستر اجتماع کشاند و جریانات هنری مدرنی شیوه‌هایی چون نقاشیخط را به‌وجود آوردند که کماکان مورد توجه محافل هنری جهان است.

نقاشیخط - اثر استاد جلیل رسولی

نقاشیخط – اثر استاد جلیل رسولی – معاصر

در سالهای پس از انقلاب اسلامی خوشنویسی با اقبال عمومی روبرو شد و انجمن خوشنویسان ایران که در سال ۱۳۲۹ تشکیل شده بود نقش بارزی در رشد و توسعه کمی و کیفی این هنر به عهده گرفت.

رابطه خوشنویسی با تایپوگرافی :

اصولا تایپوگرافی به نوعی خاصی از چیدمان خط اشاره دارد که قابل چاپ و تکثیر باشد و بیشتر جز هنرهای کاربردی دسته بندی می شود . اما خوشنویسی امروزه بیشتر جز هنرهای تزئین ای است و ماهیت کاربردی آن کمرنگ تر از گذشته است .

تایپوگرافی و خوشنویسی با هم فصل های مشترکی دارند که گاهی تفکیک خطاط و طراح را از هم مشکل می کند . مخصوصا زمانی که ما در مورد خوشنویسی کتابت یا کاربردی صحبت می کنیم ، می بینیم که چقدر به اصول تایپوگرافی نیزدیک است .

عده ای بر این باورند که خوشنویسی نیز نوعی تایپوگرافی است به این مفهوم که خوشنویس سعی می کند که با ترکیب حروف اثری با ارزش های زیبا شناختی خلق کند و گرافیست نیز چنان نگاهی نسبت به کار خود دارد .

خیلی های دیگر بر این باورند به دلیل ماهیت ذاتا کاربردی و صنعتی تایپوگرافی نمی توان آن را با خوشنویسی که پدیده ای کمتر کاربردی و بیشتر تزئینی است ، جمع کرد .

تایپوگرافی یا خطاطی ؟ - اثر مسعود نجابتی

تایپوگرافی یا خطاطی ؟ – اثر مسعود نجابتی

به نظر حقیر آن بخش از خوشنویسی مانند کتابت که قصد دارد بیشتر جهت خوانایی و کاربرد عموم مردم تلاش کند به وضوح جز حیطه تایپوگرافی است و قبل از ورود دستگاه های چاپ نیز جنبه کاربردی این هنر بیش از جنبه تزینی آن بوده است . به هر شکل در ادامه نگاهی دارم به فصل مشترک های این دو از منظرهای گوناگون .

کتابت و صفحه آرایی :

به طور مشخص زمانی که دستگاه چاپ ای وجود ندارد ، شما باید با دست اقدام به تکثیر کتاب ها بکنید . برای این کار افراد کاتب و یا خوشنویس در یک فرآیند زمان بر کتاب ها را پیاده می کردند . در مورد خط فارسی ابتدا بیشتر برای تکثیر قرآن و کتب مذهبی کار نگارش و صفحه آرایی کتاب ها شروع شد . پس از گذشت مدت زمانی انواع کتب علمی ، شعر ، ادبیات و سایر موارد نیز به شکل کتابت تکثیر شد .

چیزی که در این میان مهم بود رعایت استانداردهایی برای بالا بردن خوانایی کتاب ها است . رسم الخط و یا قوانین ای که شکل و فرم و ترکیب بندی خط را می سازند در بین کاتبان کم کم شکل گرفت .

صفحه آرایی کتاب مثنوی معنوی - مولانا

صفحه آرایی کتاب مثنوی معنوی – مولانا

خط نستعلیق برای اشعار و ادبیات فارسی و خط نسخ برای سایر کتب محبوبیت ای بیشتر از سایر خطوط پیدا کردند . اکثر کتاب ها با انواع خط نسخ شکل گرفتند که مبنای اکثر فونت های امروزی است .

فاصله ها ، نقطه گذاری ها ، ترکیب بندی ها ، حاشیه ها ، تراکم کلمات ، تعداد خط و سایر موارد مربوط به صفحه آرایی از مشترکات خوشنویسی و تایپوگرافی مدرن است .

به نظرم هنرهای مربوط به صفحه آرایی و تدوین استانداردهای نگارش توسط طراحان و خوشنویسان در گذشته تاثیر مستقیم و مشخصی بر صفحه آرایی مدرن دارد .

صفحه ای از کتاب عجایب المخلوقات

صفحه ای از کتاب عجایب المخلوقات

در زیر بخشی از صفحه آرایی کتب خطی از مجموعه که داشتم را گرد آوردم که با شما به اشتراک می گذارم :

طراحی قلم و فونت :

منطق دستگاه چاپ زمانی شکل می گیرد که شما حروف را جدا جدا از هم ، کنار یکدیگر چینش کنید تا به کلمه و جمله مورد نظر خود برسید . این منطق که حروف را به صورت واحدهایی مستقل از هم طراحی کنیم و سپس به هم بچسبانیم بیشتر منطبق بر خطوط لاتین است تا فارسی .

در نگارش و کتابت قدیم ما کمتر با مفهوم حروف از هم گسسته روبرو بودیم و پیوستگی در ذات حروف فارسی وجود دارد . چنانکه ممکن است یکی از حروف مثل “س” در یک کلمه با کلمه ای دیگر به شکلی متفاوت نوشته شود.

در زبان های لاتین اتصالات محدود هستند مثل اتصال f به سایر حروف  ولی در فارسی اتصالات بسیارند که عدم توجه به آنها فونت را از زیبایی دور می سازد.

اصول الحکم فی نظام الامم

در سال ۱۷۲۷ میلادی اولین چاپخانه خط عربی افتتاح شد . این کتاب در سال ۱۷۳۲ چاپ شد و همانطور که می بینید به فارسی است .حروف تا حدی ساده شده اند ولی حروف مرکب وجود دارند و در فواصل بین کلمات شاهد بی نظمی هستیم ۲

پس زمانی که دستگاه چاپ به حوزه خطوط عربی و فارسی ورود پیدا کرد نیاز به طراحی حروف منفصل پیدا شد . نزدیک ترین خط ای که می تواند به کارکرد دستگاه های چاپ نزدیک شود ، خط نسخ است . خط نسخ دارای ترکیبات بسیار کمتری نسبت به طور مثال خط نستعلیق است . خوانا است و فضای کمتری اشغال می کند . همینطور برای حروف آن میشود به منطق منفصل مناسبی ای رسید .

چابخانه اسامپریادلا پروپاگاندا

در سال ۱۶۲۷ چابخانه اسامپریادلا پروپاگاندا در رم شروع به کار کرد ، که همه چاپخانه هایی که حروف عربی چاپ می کردند را پشت سر گذاشت . در فونت بالا می بینیم که طراحی حروف به خط نسخ قرآنی نزدیک تر شده است .

امروزه برای طراحی قلم و فونت معمولا طراح یکی از حروف مادر را انتخاب کرده و سپس اقدام به طراحی فونت بر آن اصلوب می نماید . در این بین دو خط نسخ و کوفی بیشترین توجه را به خود جلب کرده اند .

در اینجا و در این مطلب من قصد ندارم بیش از این به ارتباط خوشنویسی و طراحی قلم بپردازم . “چنانچه افتد و دانی” مطلب بعدی ازاین مجموعه مخصوص طراحی قلم است و در آنجا به طور مفصل به طراحی قلم ، فونت و تایپ فیس خواهم پرداخت .

خوشنویسی در طراحی گرافیک :

یکی از شکل های خوشنویسی قطعه نویسی است که به وفور می توان در طراحی گرافیک نشانه های آن را یافت .

قطعه نویسی اثر علی شیرازی

قطعه نویسی اثر علی شیرازی

قطعه نویسی مربوط به جملات و عبارات کوتاه است و در اینجا خطاط قصد دارد تا به زیبایی خط بپردازد و یک اثر تزیینی خلق کند .

در قطعه نویسی ما بیشتر با مفهوم ترکیب بندی سروکار داریم و زیاد بحث کاربردی خط در اولویت نیست .

بسیاری از آثار گرافیکی با الهام از قطعه نویسی خلق شده اند . نقش محوری خط و تایپ را در طراحی گرافیک امروزه نمی توان منکر شد .

پوستر 29 جشنواره فیلم فجر اثر مسعود نجابتی

پوستر ۲۹ جشنواره فیلم فجر اثر مسعود نجابتی

زمانی که کلیت یک اثر گرافیکی را عنوان اثر یا یک جمله تشکیل می دهد و اثر زیادی از تصویر سازی در آ ن نیست ، می توان حس کرد این همان ادامه قطعه نویسی در گرافیک است .

پوستر نمایشگاه گروهی هفته ی سوم - اثر امید نعم الحبیب

پوستر نمایشگاه گروهی هفته ی سوم – اثر امید نعم الحبیب

صد غزل انتقادی از حافظ - اثر امید نعم الحبیب

صد غزل انتقادی از حافظ – اثر امید نعم الحبیب

نتیجه :

گرافیک امروز ما مدیون سالها تلاش قدمایی است که ذره ذره قوانین و قواعد خطاطی و خوشنویسی را بنیان نهادند . کاربردهای خط های کرسی و قواعد ترکیب بندی و همینطور مقیاس بندی را ما از گذشتگان به یادگار داریم . اگر چیزی بر آن افزودیم و به آیندگان رساندیم ، نیکو عمل کرده ایم .

چیزی که از خط فارسی امروزه داریم ، رفیع و بلند به نظر می رسد و ما بر دوش نیاکان خود که در این راه زحمت ها کشیده اند سوار شدیم .

باید توجه داشت چنانچه بخواهیم در زمینه تایپوگرافی موفق شویم چاره ای جز مطالعه و شناخت خطوط اصلی زبان فارسی نداریم . هر کس در این مهم به جایی رسیده است ، بدون تحقیق ، تدبر و مشق نبوده است . جوهره فرمی خط هر چند مهم است ، اما بدون مفهوم و رجوع به فلسفه وجودی خوش نویس ای ، تاریخ مصرفی کوتاه خواهد داشت .

در ادامه این مجموعه از مطالب در آینده به چگونگی ، ساخت و سامان دادن فونت ، تایپ و قلم خواهم پرداخت .

 

  1. calligraphy
  2. کتاب تایپوگرافی فرشید مثقالی

۲ دیدگاه برای "تایپوگرافی از سیر تا پیاز : خوشنویسی"

  • حسین برزگر گفته است: مهر ۱۲, ۱۳۹۵ در ۹:۰۸ ق.ظ

    آن پنجهٔ کمانکش و انگشت خوشنویس/هر بندی اوفتاده به جایی و مفصلی

    پاسخ دادن
  • منتظر المهدی گفته است: اسفند ۶, ۱۳۹۵ در ۷:۴۸ ق.ظ

    حد اقل برای من که خیلی مفید بود

    پاسخ دادن
  • بنویسید و افتخار دهید تا بخوانیم :

    pixeler pixeler