رایتل ، نگاهی دیگر به فناوری نو + به روز رسانی

۲۷ بهمن ۱۳۹۱

به روز رسانی

فتوای آیت الله خامنه ای از مراجع تقلید مربوط به رایتل از سوی یکی از دوستان برایم ارسال شد که بنده در ابتدای مطلب قرار می دهم :

عرض سلام و ادب و احترام.
میخواستم بدانم که آیا استفاده از سیمکارت رایتل بطور کلی حرام است یا نه؟!
آیا بخشی از آن حرام است یعنی فقط تماس تصویری با آن حرام است و استفاده از اینترنت و …اشکال ندارد؟یا کلا حرام است؟
با توجه به موضع گیری برخی مراجع که به طور قطع گفته اند مفاسد تماس تصویری از مصالح آن بیشتر است! آیا مقام معظم رهبری تشخیص اینکه مفاسدش از مصالحش بیشتر است را به عهده ی مقلد میگذارند؟ یعنی آیا بستگی به خود فرد دارد که چه استفاده ای از آن میکند یا نه؟!
آیا برای زن و مرد تفاوتی دارد؟!

————————

بسمه تعالی
 سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
در صورت استفاده مجاز شرعى، فى‌‌‌نفسه اشکال ندارد.

موفق و مؤید باشید

و اما ادامه مطلب

چند وقتی است مردم کشور می توانند  از فناوری های نسل سوم موبایل ۳G ، مثل اینترنت پرسرعت و مکالمه تصویری۱ به لطف حضور اپراتور سوم تلفن همراه استفاده کنند. اما گویا امکان “مکالمه تصویری” در این بین بحث برانگیز بوده و عده ای را در سمت مخالفان این فن آوری و دیگرانی را در سمت موافقان قرار داده است . در این جستار سعی دارم نگاهی منصفانه به این ماجرا و حواشی مربوطه داشته باشم .

 

تماس تصویری با رایتل

 

داستان بر سر چیست ؟

داستان از آن جایی شروع شد که “رایتل” شروع به تبلیغات تلویزیونی در مورد قابلیت “مکالمه تصویری” نسل سوم موبایل ها  نمود . شروع چنین تبلیغاتی باعث بالا رفتن آگاهی مردم  و به طبع آن بحث در مورد این فناوری شد .

عده ای از جمله  مراجع عظام تقلید ، در مورد  مکالمه تصویری و خطرات آن برای حریم خانواده احساس نگرانی کرده اند . در این بین آیت الله مکارم شیرازی بر این مبنا و در جواب پرسشی که از وی شده بود ، چنین پاسخ داد :

به یقین مفاسد این کار از فوائد آن بیشتر است و منشاء مفاسد جدیدی در جامعه ما که متاسفانه درگیر مفاسد مختلفی است خواهد شد و با توجه به این که ضرورتی برای اصل این کار نیست بنابراین شرکتهای خصوصی و دولتی باید از آن خودداری کنند.

از سایر مراجع نیز آقایان ، سبحانی ، نوری همدانی و علوی گرگانی نیز مواضعی شبیه به این اتحاذ کرد ه اند .

پس از استفتا ۲ از مراجع  ، بحث های پیرامون حریم خانواده و خطرات رایتل برای این مهم بالا می گیرد . به گونه ای که در مجلس هم صدای مخالفان به گوش می رسد .

 

تماس-تصویری-رایتل-2

 

از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ،  نبویان، سلیمی، سبحانی‌نیا، موسوی اصل، بیگی، اینانلو، سالک کاشانی، رجبی، آشتیانی، عراقی، زارعی، آقاتهرانی، سلطانی، کریمی قدوسی و ابوترابی فرد به رئیس جمهور و وزیر اطلاعات به منظور جلوگیری از راه‌اندازی اپراتور تلفن همراه رایتل تذکر دادند.

چگونه باید با تکنولوژی برخورد کرد ؟

اصطلاح چاقوی دو لبه را زیاد شنیده اید ، تکنولوژی یک چاقوی دو لبه است .

خودرو وسیله ای است برای آسان سازی رفت و آمد . واقعا امروز زندگی بدون خودرو برای ما معنی ندارد . اما از سویی دیگر خودرو باعث افزایش آلودگی هوا و آسیب به اکوسیستم زمین می شود . همچنین سالانه هزاران نفر در اثر تصادفات فقط در ایران جان خود را از دست می دهند .

خودرو یک چاقوی دولبه است . راهکار ما برای برخورد با این پدیده چه باید باشد ؟ آیا باید از اساس وجود خودرو را انکار کنیم ؟ آیا باید به سمت استفاده ده بی حد و مرز از این پدیده برویم ؟

شاید بهترین کار این باشد که سعی کنیم جنبه های مثبت تکنولوژی را پر رنگ تر و جنبه های منفی آن را کمرنگ تر کنیم . در مورد تکنولوژی راهکار انکار پاسخگو نخواهد بود . همینطور استفاده بدون داشتن زیر ساخت های فنی و فرهنگی لازم نیز جهان را به سمت و سویی خوبی پیش نخواهد برد .

در این مورد روستا آزاد ریس دانشگاه شریف ،  با اشاره به موضعگیری سابق برخی مراجع در خصوص فناوری پژوهشگاه رویان درباره شبیه سازی، گفت:

زمانی از ناحیه برخی مراجع نگرانی درباره فناوریهای پژوهشگاه رویان وجود داشت. یادم هست مرحوم کاظمی آشتیانی درباره مسئله رویان و پیشرفتهای تکنولوژیک این مرکز، شخصا تشریف بردند و دیدار کردند و از لحاظ فقهی استفتاء مربوطه را مطالبه کردند و موضوع برای همه مشخص شد. به همین ترتیب می توان تعاملات را در حوزه های دیگری مانند موبایل انجام داد و قطعا این تعاملات راهگشا خواهد بود و اطمینان خاطر می دهد تا حوزه فناوری به خوبی مدیریت می شود تا تبعات منفی نداشته باشد.

 

تماس-تصویری-رایتل-3

 

سابق بر این در مورد رادیو ، تلوزیون ، شبیه سازی ، اینترنت و حتی تلفن موضع گیری های منفی در رد این فناوری ها دیده شده است . آیا اکنون می توان دنیایی بدون این فناوری ها را تصور کرد . آیا موضع مخالفان توانسته است جلوی پیشرفت فناوری را بگیرید ؟.

دوست داشته باشیم یا خیر ، فناوری به سرعت در زندگی ما نفوذ خواهد کرد . قطعا نخواهیم توانست جلوی ورود فناوری را در جامعه بگیریم ، اما می توانیم فرهنگ استفاده از آن را ترویج دهیم .

انسان و حق انتخاب:

این دنیا محل امتحان است. قوانین و حدود خود را دارد و طبق گفته خداوند در قوانین آن تغییری وجود نخواهد داشت . تفاوت اساسی انسان و سایر موجودات در حق انتخاب و اختیار است .

طبق گفته خالق ، بهترین انسان ها کسانی هستند که تمامی حرف ها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند ۳.

شاید انسان ها نخواهند همه حرف ها را بشنوند و یا شاید بهترین انتخاب را انجام ندهند ، اینجا بحث اختیار مطرح است . درست و یا غلط انسان باید انتخاب کند . ما نمی توانیم و نباید به جای دیگران انتخاب کنیم .

در اینکه اکثر انسان ها مسیر درست را انتخاب نمی کنند ، شکی نیست . اما ذات این دنیا این نیست که همه مسیر مورد دلخواه ما را بروند . فکر می کنید برای خداوند ساده نبود اگر می خواست همه در مسیر واحد و در مسیر حق باشند . قرار نیست در این دنیا اینگونه باشد .

انسان دارای حق انتخاب است و به وسیله این انتخاب ها مسیر کمال خود را طی می کند ، ما نباید در مسیر انتخاب اختلال ایجاد کنیم . ما می توانیم مسیر درست را شرح دهیم و تبلیغ کنیم . اما هیچ کس نمی تواند اختیار انسان را با باید ، نباید و اجبار تعیین کند . هر کس انتخاب های خود و تبعات آن ها را به عهده دارد و این قانون این دنیاست و این سنت الهی است که در آن تغییری نیست .

رایتل و پدیده مکالمه تصویری یک انتخاب است . شما می توانید اصلا به سراغ این پدیده نروید . می توانید اصلا تلفن همراه با دوربین دوم نخرید . این انتخاب ها مربوط به شخص شماست و کسی شما را بابت آن بازخواست نخواهد کرد .می توانید زمانی که کسی با شما تماس گرفت ، فقط از قابلیت مکالمه صوتی بهره ببرید .

اما این حرف که من دوست ندارم استفاده کنم و تو هم حق نداری استفاده کنی ، سلب اختیار و قدرت انتخاب است . انتخابی که خداوند قدرت آن را به انسان داده است .

بهتر است یاد بگیریم در تکنولوژی غرق نشویم .همچنین  بهتر است بدانیم نمی توان جلوی ورود تکنولوژی را نیز گرفت . بهتر آن است که یاد بگیریم چگونه تکنولوژی را در مسیر کمال و رشد انسان به کار ببریم . خوبی و یا بدی تکنولوژی تنها در برخورد با انسان معنی پیدا می کند .

 

 

  1. هر چند خدمات نسل سوم در کشور در حدود یک سوم از ظرفیت کامل نسل سوم است . این خدمات می تواند با سرعت و پهنای باندی به مراتب بیشتر از یک مگابایت بر ثانیه عرضه شود .
  2. استفتا در واقع فتوایی است که مرجع در پاسخ به سوالی که توسط مقلد داده می شود ، بیان می کند .
  3. سوره زمر / آیه ۱۸

۸۰ دیدگاه برای "رایتل ، نگاهی دیگر به فناوری نو + به روز رسانی"

  • امید گفته است: بهمن ۲۸, ۱۳۹۱ در ۵:۴۷ ق.ظ

    سلام
    هر کسی دو پای خودش را در دایره تکنولوژی گذاشت، انگاری دکمه Play را زده
    نه دکمه Pause وجود دارد نه Stop.
    این موضوع از بیرون خیلی جالب، اما افراد داخل حوضه تکنولوژی بسی گریزون هستن.
    این موضوع از هر جهت و هر بعد که بهش نگاه بشه، کاری با ما نداره، ما هستیم که با اون کار داریم
    آدم ها خیلی بی رحم تر از تکنولوژی ها هستن.
    اما این حس تراژیک که دارن نسبت به خود تکنولوژی کمی نگران کنندست …

  • محیا گفته است: بهمن ۲۹, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۸ ق.ظ

    حقا که باید وبلاگ نمونه شناخته می شدین
    تا جا داشت امشب گشتم بلاگو…
    ممنون

  • حسینی گفته است: بهمن ۲۹, ۱۳۹۱ در ۱:۱۴ ب.ظ

    سلام
    از جهاتی حق باشماست
    وقتی از جنبه دینی به مسائل نگریسته شود خوب بهترین مرجع مراجع هستند!
    اما از جنبه تکنولوژی بله حق با شماست
    وبهترین راه حل همان فرهنگ سازی است واین امری است که زیاد در بین ما وجود ندارد
    مثل خیلی از ما کودکی است که باید چاقو را از دسترسش دور نگاه داشت نه اینکه بدون اینکه جنبه آن را پیدا کنیم
    بطور کلی مقاله خوبی بود

    • مهدی خدادادی گفته است: بهمن ۲۹, ۱۳۹۱ در ۱:۲۲ ب.ظ

      بر هر مسلمانی واجب کفایی است اگر می تواند برود در علوم دینی صاحب نظر شود و مرجع خود باشد . مثلا شاید در زمینه فناوری و اسلام شما بتوانید بر طبق چارچوب فقهی اظهار نظر کنید و در این موارد الزاما نیاز به حکم مرجع تقلید نیست .
      البته اینطور نیست که هر کسی بتواند در همه حوزه ها صاحب نظر و مرجع شود . دنیای امروز نیازمند مرجعیت تخصصی است . مثلا فلان مرجع در زمینه هنر و یا فلان مرجع در زمینه فناوری صاحب نظر هستند . البته سیستم فعلی حوزه های علمیه با چنین رویکردی هنوز فاصله دارند .

  • AmirGT گفته است: بهمن ۲۹, ۱۳۹۱ در ۳:۵۷ ب.ظ

    مقاله و نگاهی بسیار خوبی بود / ممنون 🙂

  • سعید صحرائیان گفته است: اسفند ۱, ۱۳۹۱ در ۹:۴۴ ق.ظ

    خیلی جالب بود و بسیار زیبا نوشته شده.

  • ناظری گفته است: اسفند ۱, ۱۳۹۱ در ۲:۲۹ ب.ظ

    با سلام
    دیدگاه مناسب و منصفانه ای ست و یقیناً تنها راه ونیز بهترین راه همین مسئله ی فرهنگ سازی است و اگر بستر های لازم فرهنگی و طرز صحیح استفاده و شناخت حریم شخصی و اختصاصی و رعایت آنها نهادینه گردد؛ موجب خواهد شد تا با استفاده ی از این فناوری ها گام های نوین تر شدن را به سرعت و با ثبات بپیمائیم.
    البته نگرانی برخی مراجع و دیگران هم بی مورد نیست وبا آسیب هایی که با فناوری های امروزی گریبان نسل جوان و نیز حریم شخصی افراد را گرفته بدیهی است تا هر فرد ریز بین و دارای مسئولیت اجتماعی در برخورد با فناوری (( مکالمه ی تصویری )) قدری با احتیاط عمل کند .
    موفق باشید …

  • حسين گفته است: اسفند ۱, ۱۳۹۱ در ۹:۳۸ ب.ظ

    از قالبت خیلی خوشم اومد، ساده و شیک.
    همین دیگه خواستم فقط بدونی :دی

  • امیر حسین برزگر سلوکلائی گفته است: اسفند ۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۵ ق.ظ

    آقای خدادادی
    این حرف های بی پایه و اساستان را به حساب این میگذارم که بویی از فقه و اصول نبرده اید…!!!!!!
    لازم میدانم به شما توصیه کنم که اندکی مطالعات خود را در چهارچوب و اصول اسلام پی بگیرید و نه…

    • مهدی خدادادی گفته است: اسفند ۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۵۸ ق.ظ

      دوست عزیز جناب برزگر
      بنده ادعایی در مورد فقه اسلامی و حتی شناخت صحیح اسلام ندارم و نداشتم . اما به بحث علمی و به اصطلاح بحث طلبگی معتقدم. اگر جایی از صحبت های بنده مشکلی دارد ، خوشحال خواهم شد تا بتوانم در این مورد دیدگاه ام را اصلاح کنم . بهتر این است که شما مصداقی بفرمایید که کجای بحث اشکال دارد تا من هم بتوانم پی به مشکل ببرم و در صورت لزوم برای روشن تر شدن بحث پاسخی بدهم .

  • امیر حسین برزگر سلوکلائی گفته است: اسفند ۳, ۱۳۹۱ در ۸:۴۵ ب.ظ

    بعد از سلام عرایضم را در سه بند زیر تقدیم میکنم:
    ۱-شما میفرمایید که “بنده ادعایی در مورد فقه اسلامی و حتی شناخت صحیح اسلام ندارم و نداشتم”
    پس چه طور به خود اجازه میدهید که درباره ی مسئله فقهی نظر دهید!!!!!
    این که بیایید و نظر یکی از مجتهدین را مطرح کنید و درباره ی آن نقدی بیاوردید و نقدتان در رد نظر ایشان باشد آیا نشان از این ندارد که خود را در مسائل فقهی صاحب نظر میدانید؟!؟!
    شما در قسمت آخر پستتان آمدید تحت عنوان “انسان و حق انتخاب” مسائلی را مطرح کردید که ظاهرا از نظر عقلی صحیح است ولی در اینجا جایی ندارد! یک مغلطه ی عوام فریبانه است! چرا که انسان حق انتخاب دارد ولی وقتی شما مرجعی را برای تقلید انتخاب کردید دیگر حق انتخاب در عمل(و نظر دادن) به فتاوای مرجعتان نخواهید داشت مگر اینکه مجتهد باشید!(یا احتیاط کنید…که بحث مفصل تقلید و احکام آن را اگر خواستید در جای دیگری بحث خواهیم کرد!)
    ۲-در قسمت دیدگاه نظری دادید که: ” مثلا شاید در زمینه فناوری و اسلام شما بتوانید بر طبق چارچوب فقهی اظهار نظر کنید و در این موارد الزاما نیاز به حکم مرجع تقلید نیست ”
    لازم است خدمتتان عرض کنم که برای فتوا دادن در هر زمینه ای لازم است شما یک سری اصول و پایه از اسلام و علوم دینی را بدانید که یادگیری همین اصول پایه حداقل ۱۲ سال به طول میانجامد. واینطور نیست که مثلا اگر شما در زمینه ی کامپیوتر تخصص دارید پس میتوانید در مسائل روز فقهی مرتبط با کامپیوتر فتوا و نظر فقهی دهید!!!
    و اینطور مپندارید که مراجع دور از تکنولوژی و در تحجر به سر میبرند…مطمئن باشید که مراجع برای فتوا دادن در مسائل روز و تکنولوژی از مشاوران خبره بهره میبرند و با ایشان مشورت میکنند!
    ۳-شما در دیدگاه خود نظریه تخصصی شدن اجتهاد در زمینه های مختلف را مطرح کردید:”دنیای امروز نیازمند مرجعیت تخصصی است . مثلا فلان مرجع در زمینه هنر و یا فلان مرجع در زمینه فناوری صاحب نظر هستند”.
    اولا که این نظریه باید بحث و بررسی شود و در جای خودش مطرح شود! دوما کسی که چنین حرفی میزند باید شایستگی لازم را داشته باشد(فکتور های لازم برای مطرح کردن نظریه ای در زمینه اجتهاد و علوم دینی را داشته باشد که حداقل فاکتور لازم داشتن فعالیت و مطالعه ی دینی است شاید هم اجتهاد !!!) آیا شما که خود میفرمایید:”بنده ادعایی در مورد فقه اسلامی و حتی شناخت صحیح اسلام ندارم و نداشتم” شایستگی حتی مطرح کردن و دفاع از یک چنین نظریه ای را دارید؟!؟!؟!

    به هر حال….امیدوارم در باره ی مسائلی که میخواهید در این گونه محیط ها مطرح کنید هم مطالعه و هم تامل کافی را از قبل داشته باشید…
    من الله التوفیق….

  • مهدی خدادادی گفته است: اسفند ۳, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۱ ب.ظ

    ممنون از اینکه موردی وارد شدید . امیدوارم بحث خوبی سامان بیابد .
    ۱-و اما بعد ، فکر نمی کنم شما مرجعی را پیدا کنید که ادعای درک کامل اسلام و قوانین آن را داشته باشد . به غیر از معصوم ، بقیه افراد به طور نسبی هر یک به میزانی ، فهمی از دین دارند که هرگز کامل نیست . با این حال چون دست ما از معصوم کوتاه است ، پس بحث اجتهاد پیش می آید . اختلاف بین علما به خاطر این است که هر یک درکی نسبی از اسلام دارند . بنده نیز ادعایی مبنی بر درک درست و کامل مسائل شریعت و فقهات ندارم ، اما به میزان درکم می توانم نظر بدهم . هر چند این درک اندک باشد .

    ۲- این دروس حوزوی مثل کلام ، فقه ، علوم رجال و فلسفه را چه کسی ساخته و چه کسی آن را مبنای اجتهاد قرار داده است ؟ . اگر در تاریخ مطالعه بفرمایید ، معصومین و پیامبران زبان فلسفی و فقهی برای امورات اسلامی به کار نمی بسته اند . چه کسی مبنای اجتهاد را این علوم قرار داده است ؟ گمان نمی برم از معصومین کسی چنین مبنایی قرار داده باشد .
    اجتهاد وابسته به علومی که بر روی کاغذ نوشته می شود نیست و هر کس این علوم را مشرف شد ، مجتهد نیست (هر چند یادگیری این علوم می تواند گام بلندی در زمینه اجتهاد باشد ). بنده منکر تخصص در امور فقهی نیستم ، اما اجتهاد و علوم حوزوی دو مقوله گاها متضاد هستند . (علم حجاب اکبر است)
    علم طبق گفته خداوند نوری است که به قلب مومن نازل می شود . چه بسیار مجتهدینی که در تاریخ می توان یافت که ۱۲ سال درس حوزه نخوانده اند . ولی در سنین کم به درجه اجتهاد رسیدند .

    ۳- جواب بخش سوم را در بخش های قبلی تا حدودی داده ام .

    در نهایت در زمان غیبت هیچ کس نمی تواند ادعا کند که برداشت او ، برداشت صحیح از اسلام است . کما اینکه نه مراجع چنین ادعایی کرده اند و نه بنده چنینی ادعایی دارم . هر کس به نسبه می تواند در این راه گام بردارد .
    خداوند بر توفیقات همه مومنین بیافزاید .

  • امیر حسین برزگر سلوکلائی گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۹ ق.ظ

    فکر میکنم جواب هایتان آنقدر نامربوط هست که نیازی به پاسخ بنده نیست و از پاسخ های قبلی ام جواب ها روشن است(شاید برای بنده اینگونه باشد!!!) ولی برای تنویر افکار خوانندگان دوباره پاسخ میگویم:
    ۱-در قسمت اول سفسته ی شما اینجاست که ابتدا میایید و میگویید:”به غیر از معصوم ، بقیه افراد به طور نسبی هر یک به میزانی ، فهمی از دین دارند که هرگز کامل نیست” بعد مراجع و خودتان را در این گروه و در کنار هم قرار میدهید! بعد میگویید:”اختلاف بین علما به خاطر این است که هر یک درکی نسبی از اسلام دارند . بنده نیز ادعایی مبنی بر درک درست و کامل مسائل شریعت و فقهات ندارم ، اما به میزان درکم می توانم نظر بدهم”
    !!! نکته همین جاست که شما در اظهار نظر در مسائل فقهی هرگز با مراجع یکسان نیستید چرا که درک شما از دین بسیار بسیار کمتر از مرجعی هست که عمرش را در حوزه صرف کرده! و حرف من هم همین است که شما نمیتوانید با کسی که سطح علم و داناییش در زمینه ی اصول فقه بیشتر است در مقام مناظره برآیید. این که دیگر واضح است!!!!!
    ۲- در ابتدای مورد دوم لازم است بدانید که فلسفه جزو دروس رسمی حوزه نیست و دانستن آن برای هم برای اجتهاد لازم نیست!!!! به هر حال…شما باید به سیر تاریخی تولید دروس حوزه مراجعه کنید!!!
    در پاسخ به مورد دوم باید بگویم که دقیقا متوجه منظورتان نشدم؟!! آیا منظورتان این است که این دروسی که الان خوانده میشود بی کاربرد است و روشی غلط است در اجتهاد! آیا منظورتان این است که برای کسب مقام اجتهاد باید از علم حضوری بهره جست و نه حصولی ؟!؟! و علوم دینی که در حال حاضر در حوزه تدریس میشود ربطی به کسب مقام اجتهاد ندارد؟!؟! اصلا بنده تعریف شما را از اجتهاد نمیدانم! لطف کنید تعریفی از اجتهاد ارائه دهید تا طبق آن بحث را ادامه دهیم…
    در هر حال منظور تان را در مورد دوم واضح تر بیان بفرمایید و نه در حاله ای از سوال و ابهام تا پاسخگو باشم.

    در انتها نیز فرمودید:”در زمان غیبت هیچ کس نمی تواند ادعا کند که برداشت او ، برداشت صحیح از اسلام است ” تعجب میکنم ! چرا که شما خود فرمودید:”علم طبق گفته خداوند نوری است که به قلب مومن نازل می شود . چه بسیار مجتهدینی که در تاریخ می توان یافت که ۱۲ سال درس حوزه نخوانده اند . ولی در سنین کم به درجه اجتهاد رسیدند ” پس اگر چنین باشد و چنین مجتهدینی بوده باشند که خداوند علم را در قلبشان گذاشته باشد پس چطور میشود که درک کاملی از دین نداشته باشند!؟ علمی که خدا در قلب آنان قرار داده و باعث شده آنها به مقام اجتهاد برسند باید کامل باشد نمیشود گفت آنها هم درک نسبی از دین دارند!!میشود؟!؟ این تناقض در گفتارتان را چگونه حل میکنید…!!!
    این مشکل شما هم از آنجا نشئت میگیرد که آیه ها و احادیث را طبق نظر و سواد کمتان در علوم دینی تفسیر میکنید و….
    والسلام

  • مهدی خدادادی گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۱:۰۱ ق.ظ

    احساس می کنم تفاوت دیدگاه های ما بیشتر از آنکه ریشه در مسائل علمی و اجتهادی داشته باشد ، ریشه در نگرش متفاوت ما به حوزه دین دارد . بنده قصد پاسخگویی و ادامه این بحث را ندارم ، زیرا اینگونه مباحث نیاز به پیش نیاز هایی دارد که ورود دقیق به حوزه آنها ، در این فضای محدود وبلاگ کار بخردانه ای نیست .
    بنده قصد ندارم دیدگاه مراجع عظام را رد کنم و یا بگویم دیدگاه من درست است . من تنها از منظر خودم به داستان نگاه کردم و مراجع هم از منظر خودشان . هر دو نظر محترم و هر دو نظر ممکن است در جای خود درست یا غلط باشند .
    انسان عاقل طبق نظر قران کسی است که نظرهای مختلف ( از جمله نظر مراجع و نظر بنده کمترین ) را بشوند و در مقیاسی که خود صلاح می داند ، بهترین گفتار را برگزیند .
    حال اگر شما گمان می برید دیدگاه مراجع مبنی بر اینکه مفاسد “تماس تصویری” بر مصالح آن ارجهیت دارد ، آن را انتخاب کنید و اگر فکر می کنید که اینگونه نیست و مصالح آن بیش از مفاسد آن است ، پس به دیدگاه حقیر نزدیک ترید . مرجع هم مثل بنده انسانی است که تنها تفاوتش این است که در علوم فقهی غور کرده است . این الزاما به معنی درک بهتر اسلام توسط مرجع نیست ، بلکه به معنی درک بهتر فقه است و فقه تنها بخشی از اسلام است که مشتقات آن مشخص و حدود آن معین است .
    انتخاب شما هر چه که باشد من به آن احترام می گذارم . خداوند همه ما را به بهترین مسیر رهنمود سازد .

  • وبلاگ برگهای عشقه گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۱:۵۴ ق.ظ

    سلام
    آقای مهدی خدادای عزیز برای شما مثالی میزنم که اگر انصاف داشته باشید حق می دهید که استدلال حق انتخابتان در این جا کاملا بی جاست.
    مثال حجاب را برای شما می آورم.
    اگر حجاب هم نبود همه انسان ها گناه نمی کردند و احتمالا بعضی ها جلوی خودشان را می گرفتند
    پس می شود بگویید چرا خداوند برای حق انتخاب انسان ها ارزش قائل نشده و این محدودیت را از واجبات قطعی دین اسلام قرار داده است ؟!
    اگر توجه فرموده باشید این مثال نقض فاحشی بر استدلال شماست.

    به نظرم اشکال کار شما این است که فقط به یک بعد از ابعاد انسان توجه می کنید و آن بعد تفکر و عقلانیت است و کاملا از بعد امیال وغرایز که انصافا قدرتمند هم هست غافل شده اید.
    دین اسلام به خاطر همین مطلب برخی محدودیت ها رو وضع کرده،و البته حتی اون جوامع غربی که شما اون قدر سنگ فناوریشونو به سینتون می زنید مطابق ارزش هاشون یک سری محدودیت هارو به صورت قانون وضع کردن.مثل ممنوع شدن سلاح گرم در برخی کشورهای اروپایی،خب سلاح گرم هم یه فناوری و یه چاقوی دو لبه است و میشه با قدرت انتخاب خوب ازش استفاده کرد.

    حرف ما درباره رایتل هم همین است،رایتل امکان تماس تصویری دو نامحرم را به سادگی فراهم می کند که این در واقع نوعی خلوت دو نامحرم محسوب می شود و فکر می کنم از خطر خلوت دو نامحرم آگاه هستید.و این قصه سر دراز دارد…

    و البته انصاف این بود که کمی از دلایل قدرتمند مخالفین رایتل را هم می آوردید.

    در وبلاگ برگ های عشقه مطلبی کوتاه در مورد رایتل نوشتم
    از حضورتون خوشحال می شم
    موفق باشید به رضای الهی

  • امیر حسین برزگر سلوکلائی گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۲:۳۳ ق.ظ

    درود بر شما ولی….
    این جمله ی شما سراسر تناقض است:”بنده قصد ندارم دیدگاه مراجع عظام را رد کنم و یا بگویم دیدگاه من درست است . من تنها از منظر خودم به داستان نگاه کردم و مراجع هم از منظر خودشان . هر دو نظر محترم و هر دو نظر ممکن است در جای خود درست یا غلط باشند .”شما دارید نظر مرجع را رد میکنید و میگویید قصد چنین کاری را ندارید!!! هردو نظر هرگز ممکن نیست در جایی غلط یا درست باشد!!! بالاخره این نظر یا درست است یا غلظ…!!! در جای خود یعنی چه!!؟ جایش ایجا و در شرایط و موقعیت کنونی جامعه است دیگر..!!!
    این تفسیر شما از آیه شریفه ی” الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ” که ربطی به این موضوع ندارد!!
    در اینجا بحث تقلید مطرح است و در این بحث شما مکلف به تقلید بدون چون چرا در فروع دین هستید! اگر اینطور بود که هرکس میامد و از فتاوای علما هر چیزی را که با عقلش سازگار بود عملی میکرد که دیگر تقلید معنایی نداشت..!!!
    -در این جا لازم میدانم وارد بحث احکام تقلید شوم:
    اسلام اصولی دارد و باید با تحقیق به آن اصول معتقد شد. حال که اصل اسلام را پذیرفتیم باید به دنبال قوانین آن برویم و در زندگی خود از آنها استفاده کنیم چرا که دین برنامه ای برای تمامی قسمت های زندگی میباشد!(قابل اثبات از نظر عقلی).
    حال برای یافتن قوانین دین باید به دنبال آنها برویم که آنها را میتوان در قرآن و روایات و …و با عقل یافت.یعنی باید در درجه اول مسلط به زبان عربی باشیم و بعد سراغ کتب حدیثی برویم و یاد بگیریم که چگونه احادیث را از آنها استخراج کنیم و …و همچنین به سراغ قرآن برویم و…(دروس حال حاضر حوزه هم بر همین مبنا و نیاز طراحی شده )و همگی این کار ها را با عقلمان انجام میدهیم و نکته اینجاست که عقل ما هرگز نمیتواند به تنهایی مسئله ای را بفهمد و برای آن فتوا دهد وگرنه چه لزومی بوجود پیامبر داشتیم!!! و اگر عقل قرار باشد جایی به کمک ما آید برای تصمیم گیری در صورتی موفق است که اطلاعات کافی داشته باشد! آیا میدانید برای یک مرجع واجب است که اگر بخواهد فتوایی دهد باید فتاوای تمام علما را از بعد از غیبت حضرت حجت در ان موضوع بداند!!!!
    یعنی مرجع باید نه تنها به تمام روایات بلکه به تمام فتاوای مراجع قبل از خود هم آگاه باشد!!یعنی اطلاعات کافی داشته باشد تا با عقلش بتواند درست تصمیم بگیرد!! چطور میگویید:” مرجع هم مثل بنده انسانی است که تنها تفاوتش این است که در علوم فقهی غور کرده است . این الزاما به معنی درک بهتر اسلام توسط مرجع نیست” ؟!؟! برای نظر دادن در این مسئله فقه لازم است دیگر….(منظورتان از درک اسلام چیست؟!!؟)که خودتان میفرمایید مرجع علم فقه اش بیشتر از شماست!!

    به نظر بنده اشکال اساسی شما اینجاست که فکر میکنید حال چون مرجع دلیلی نیز در کنار فتوا آورده پیس میتوانید به آن دلیل نگاه کنید و اگر برایتان قابل قبول بود به آن عمل کنید و اگر مفاسد “تماس تصویری” بر مصالح آن ارجهیت نداشت پس میتوانید به این حکم عمل نکنید! در صورتی که اینطور نیست!!
    در بعض فتاوا کلمه ی “اگر” قبلش میاید مثلا اگر آلت قمار باشد حرام است,اینجا تصمیم و تشخیص با شماست! ولی در این فتوا آمده است چون مفسده اش بیشتر از مزایای آن است حرام است. در اینجا مرجع تشخیص را به اختیار مقلد قرار نداده و خود این تشخیص را داده است که مفاسدش بیشتر است؛ پس مقلد حق ندارد در ان نظری دهد!!!
    والسلام علی من اتبع الهدی…

  • مهدی خدادادی گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۸ ق.ظ

    آقای برزگر ، مرجع تنها در فروع دین حق اظهار نظر دارد ، آنهم در یک چارچوب فقهی . در سایر امور مرجع که “تنها فقه” می داند ، حق اظهار نظر ندارد . مثلا در زمینه پزشکی ، امام خمینی که خود مرجع بودند ، دستور پزشک را حجت شرعی می دانستند . حال چگونه است که مرجعی که تنها فقه می داند در امور تکنولوژیک اظهار نظر می کند ؟! .
    ورود مراجع به بحث هایی مثل این جز اینکه در بین مردم جایگاه مرجعیت را تنزل دهد ، فایده دیگری نخواهد داشت . توجه فرمایید که اکثریت مراجع نسبت به رایتل یا موضعی اتخاذ نکرده اند یا اینکه آن را تایید کرده اند . فقط چهار مرجع هستند که در مورد رایتل مواضع ای همراه با شک اتخاذ کرده اند .
    طبق نظر خود مراجع دامنه فتوای مرجع تنها در حیطه ای فروع ده گانه است . اگر بخواهد خارج از این چارچوب مرجع صحبتی بکند ، (خارج از اصول دهگانه) ، تنها یک اظهار نظر شخصی است و حکم شرعی تلقی نمی شود . پس می توان آن را نقد کرد .
    غقل در کنار سنت ، قران و اجماع از منابع اجتهاد است و نقش عقل در این بین بسیار مهم و حائز اهمیت است (عقل را نبی درونی نامیده اند ). بنده با تنی چند از علمای حوزه مشورت کرده ام و آنها نیز مفاسد تماس تصویری را بیش از محاسنش ندانسته اند . در اینجا من می توانم فتوا را نقد کنم ، هر چند به گمانم نمی توانم خلاف آن عمل کنم .
    خواهشم این است که این بحث را ادامه ندهیم . خوانندگان خود همه مطالب را می خوانند و شنیده ها را در می یابند و بهترین تصمیم را می گیرند .

  • مهدی خدادادی گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۷ ق.ظ

    وبلاگ برگ های عشقه :

    حجاب ، نماز ، جهاد و مانند آن از محکمات دین ماست . در این شکی نیست . اما آیا می توان بشری را مجبور کرد که برو و این محکمات را حتما به جا آور ؟! . شاید بتوانی برای آن فرد بگویی که این احکام به این دلایل وجودشان برای جامعه بشری لازم است . شاید بشود از منظر عذاب و پاداش اخروی و دنیوی وارد شد . ولی در نهایت انتخاب به عهده فرد است که حجاب اختیار کند یا نکند و هر انتخابی که فرد انجام دهد ، باید عواقب آن را نیز بپذیرد .
    ما باید از دیدگاه خدایی به جامعه انسانی نگاه کنیم . اگر حتما جای خدا بودیم کاری می کردیم همه با حجاب باشند ، در حالی که خدا اینطور نخواسته و خواسته دنیا محلی باشد برای امتحان و اختیار .

    مخلص کلام این است که قوانین الهی ، قوانین بشری و تمام باید ها و نباید ها اگر انسان بخواهد می توانند نقض شوند ، می تواند اختیار کند که عمل کند یا نکند . و ما نباید این اختیار را محدود کنیم ، بلکه می توانیم عواقب انتخاب های بد را بالا ببریم .

    از دیدگاه خدا نگاه کنید .

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۱:۲۱ ب.ظ

    سلام
    آقای خدادی این انتظار را نداشتم،ولی مثل اینکه شما اصلا متوجه اشکال من نشدید،کاش کمی با دقت و تعمق بیشتری نظرم را مطالعه می کردید،چه می شود کرد این از خصائص بحث در وب است، کاش می شد مکالمه صوتی یا حضوری در این مورد داشته باشیم.
    شما هی تکرار می کنید که خداوند بشر را مختار خلق کرده و نمی شود او را مجبور به انتخاب چیزی کرد.
    این حرف شما یک مغالطه است که قبلا هم شبیه آن در مورد آیه «لااکراه فی دین» مطرح شده بود که شهید مطهری جواب کوبنده و بسیار زیبایی به آن داده اند.
    شبه اندازان می گفتند که خدا گفته که اکراهی در دین نیست (به خیالشان که ترجمه آیه این می شود)پس چرا شما ما را مجبور می کنید که نمازبخوانیم و مسلمان باشیم و…
    شهید جواب می دهد این حرف شما مضحک است چرا که درست است که خداوند انسان ها را از نظر تکوین( تقریبا همان آفرینش فارسی) مختار خلق کرده ولی از نظر تکلیف به انسان اجازه نداده که هرطور دلش می خواهد عمل کند،و او را با ترساندن از عذاب حتمی جهنم مجبور به انتخاب احکام شرعی کرده .
    و ترجمه درست آیه به فارسی این است که در دین اکراه راه ندارد، یعنی چه؟ یعنی این که دینی که از روی اکراه و اجبار پذیرفته شود نزد خداوند ارزشی ندارد ،دینی ارزش دارد که از روی قبول قلبی پذیرفته شده باشد (نقل به مضمون).
    مانند اسلام ابوسفیان که نزد خداوند ارزشی ندارد چون از روی اکراه پذیرفته بود و خودش هم به این اعتراف داشت، ولی این دلیل نشد که پیامبر (ص) او را در پذیرفتن دین مختار بگذارد بلکه به خاطر قوانین جامعه اسلامی او را مجبور کرد که اسلام بیاورد.
    لطفا به مطالبی که گفتم خوب دقت کنید و سرسری از آنها عبور نکنید،خدای نکرده من این جا به دنبال رو کم کردن نیستیم.
    و آن طور هم که من از نحوه سخن گفتن شما متوجه می شوم این است که خدا را شکر شما هم به دنبال چنین چیزی نیستید.

    اما برگردیم سر بحث خودمان یعنی رایتل
    اول این که ما نمی خواهیم کسی را مجبور کنیم که کاری را انجام دهد ، ما فقط امکان استفاده از این سیم کارت را از دیگران سلب می کنیم(به این بند خوب توجه کنید لطفا ، نکته دقیقی بود)سلب امکان با اجبار دو چیز متفاوت است.
    بنابراین ما می خواهیم نوعی محدودیت در استفاده از فناوری را قانون کشور کنیم. چون فناوری بی قید و بند خطرآفرین است،مثل محدودیتی که در استفاده از سلاح گرم در کشور قائل شده ایم،هرچند این چیزی نیست که بعینه در دین اسلام در مورد آن دستوری وارد شده باشد،ولی به خاطر امنیت مردم کشورمان این محدودیت را قائل شده ایم.
    ببینید آقای خدادادی
    مساله حجاب هم دقیقا همین است، یعنی خداوند این قانون را وضع کرده و مسلمان ها موظف اند که این محدودیت را قبول کنند،هرچند اگر هم نبود همه سوءاستفاده و گناه نمی کردند و به قول شما بعضی ها فرهنگ استفاده را داشتند(لبخند)
    اما خداوند به خاطر تمایل سرکش مردها نسبت به زیبایی زن ها این محدودیت را در جامعه انسانی واجب کرده. نوعی محدودیت که مصونیت از خطرات مهلک به دنبال دارد.
    در پایان خواهش می کنم به بند بند نظرم دقیق توجه کنید و اگر اشکالی دارید تحلیلی و مستدل بیان کنید.
    دوست عزیز موفق باشید به رضای الهی

  • مسلم گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۶:۲۹ ب.ظ

    سلام مهدی جان 🙂

    من با نظر شما کاملا موافقم و اتفاقا دیشب هم به همین فکر میکردم. بحث انتخاب به عقیده ی من مهمترین جنبه ی دینداری هست – انتخاب بین خوب و بد، بدتر و بهتر، دنیا و آخرت! این مشاجره ها هم نهایتا هر چی نتیجه اش باشه آدم ابزار مورد نظرش رو برای هر کاری پیدا میکنه – چه خبر و چه شر.

    ما انسانهای ایرانی در قرن ۲۱ بعد از سالها فناوری کهنه ی ۳G رو اونم با این وضعیت در کشور عرضه کردیم تا شاید خیلی ها ازش استفاده کنن و ازش کمک بگیرن. اما متوجه نمیشم تماس تصویری که سالها از طریق اینترنت چه روی موبایل و چه روی کامپیوتر وجود داشته چطور یکدفعه به “مار سمی” و “خانمان برانداز” تبدیل میشه؟ فیلم و CD و موبایل و اینترنت و… رو چطوره جمع کنیم؟!

    اصلا دلیل محکم مخالفین چیه؟ رایتل اینهمه سرمایه گذاری کرده، ماه ها تلاش کرده – چقدر صرف تبلیغاتش شده و امروز به همین راحتی تنها مزیت رقابتیش در بازار رو میخوان بگیرن! این واقعا انصافه؟ حق و حقوق این شرکت رو پس کی میپردازه؟!

    در نهایت بهتره از بحث کردن هم دست بردارید!
    محکمه و قاضی جای دیگه هر کاری بخوان میکنن – نظر ما هم مهم نیست 🙂
    یا حق

  • امیر حسین برزگر سلوکلائی گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۴ ب.ظ

    بنده مطمئنم که شما راه نادرست را پیش گرفته اید و توانایی پاسخگویی به شما را هم دارم ….ولی چون از بنده خواهش کردید دیگر ادامه نمیدهم….
    والسلام.

    • مهدی خدادادی گفته است: اسفند ۴, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

      بنده در مورد مسیری که شما پیش گرفتید قضاوتی نمی کنم ، اما چون ما توانایی بحث حضوری داریم ، باشد برای وقت ملاقات .

  • کریم گفته است: اسفند ۵, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

    با سلام – از این پستتون واقعا لذت بردم آقای خدادادی که خیلی کامل بود – من اصلا به بحث دینی این مساله رایتل کاری ندارم – ولی واقعا یه سوال دارم از همه دوستان هم وطن علی الخصوص آقای برزگر که : جامعه اسلامی ایران رو کی تشکیل داده ؟ آیا من و شما و ایشان نیستیم ؟؟؟
    این فناوری نسل سوم سال ها قبل در سایر کشورها آمده و میتونم بگم ایران یه کشور عقب موندس ازین لحاظ … چرا واقعا باید خودمون رو گول بزنیم ؟؟ این من و شما هستیم که میخوایم از این فناوری استفاده کنیم … آیا به خودمون و عقایدمون شک داریم ؟؟ آیا این که بگیم رایتل و تماس تصویری باعث فساد بیشتر میشه واقعا حرف خنده داری نیست ؟؟ نه واقعا ما خودمون رو چی فرض کردیم ؟؟ چرا اصلا ؟؟ یه سری آدم عقده ای تماس تصویری ندیده ؟؟ایرانی چرا باید همیشه از دنیا عقب باشه ؟؟؟ هر فناوری که بخواد تو ایران پا بگیره : ۱) یا از لحاظ دینی و یا ۲) از لحاظ سیاسی اشکال داره … آخه چرا ؟
    انسان دارای فطرت پاکه و لازم نیست که براش تصمیم گرفته بشه … تمام

  • میلاد احمدی گفته است: اسفند ۵, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۴ ق.ظ

    مطلب خوبی بود با توجه به شرایط حاضر بررسی های دوستان صاحب نظر میتونه سایرین رو تو این زمینه به فکر وا بداره، به عنوان یک جوان که تازه میتونه اول راه باشه باید بگم که این بحث ها برای امروزو دیروز فردا نیست و اختصاصاً برای حضور اپراتور سوم نیست، بلکه با یک دید کلی باید گفت که تکنولوژی و مرور زمان ثابت کرده که هر فناوری نوینی که وارد کشور میشه میتونه همراه با منافعی که برای کاربران داره دارای مضراتی نیز باشه چرا که هدف گستردن سفره ایست تا همگان بنا به سلیقه و اهداف خود این سفره را پر کنند ، اینجانب شخصا اعتقاد دارم راه های تفهیم و فرهنگ سازی به مردم میتونه خیلی ساده تر و نرم تر باشه و مردم رو به سمت استفاده درست نه از این نوع فناوری ها بلکه فناری های دیگر نیز ترغیب کنه، این بحث صرفا برای اینترنت و ماهواره غیره نیست هر موضوعی در هر زمینه ای میتونه علاوه بر وجود منافع دارای منافعی هم باشه، دیدگاه ها دوستان رو هم مطالعه کردم عده ای متعصبانه برخورد کرده بودند اما باید به این نکته توجه کرد که تلفیق زندگی “ایرانی اسلامی” موضوعی است پیچیده که بسیار دشوار است همگام سازی مدرنیته و سنت.

  • AmirGT گفته است: اسفند ۵, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۹ ب.ظ

    این که بگیم: “شما در این مورد اطلاعی نداری پس نظر نده” شاید در نگاه اول و در موارد تخصصی بسیار حرف درستی باشه ولی در موارد کلی اشکالی نداره چون نظر ندیم و بحث نکنیم پس تکلیف تکامل انسان چی میشه؟ تو بحث و نظرات هست که یاد میگیرم و یاد میدیم.
    البته اگر مرجعی استفاده از وسیله ای را حرام بداند بر مقلد آن مرجع واجب است که تقلید کند.

  • امیر حسین برزگر سلوکلائی گفته است: اسفند ۵, ۱۳۹۱ در ۲:۵۶ ب.ظ

    فروع دین:
    نماز
    روزه
    حج
    زکات
    خمس
    جهاد
    امر به معروف
    “نهی از منکر”
    تولی
    تبری

    نهی از منکر جزو فروع دین است و ما باید در فروع دین از مرجع تقلید کنیم.
    !!!!

  • امیر حسین برزگر سلوکلائی گفته است: اسفند ۵, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۱ ب.ظ

    بنده از دوست عزیزم آقای مهندس خدادادی عذر خواهی میکنم ولی مجبورم به بحث ادامه دهم چرا که برای خودم “نهی از منکر” را واجب میدانم…! و احساس میکنم سایر عزیزان ممکن است به عقیده ای غلط معتقد شوند…!
    فکر میکنم مهمترین نکته ی این بحث این است که مرجع تقلید در چه حدودی میتواند اظهار نظر کند و ما در چه مواردی باید از ایشان تقلید کنیم؟!
    به طور کلی “اصولی اعتقادی” وجود دارد به نام اصول دین که باید در آنها تحقیق کنیم و به نتیجه برسیم و وقتی آنها را پذیرفتیم لازم است برویم و “فروع اعتقادی” را یاد بگیریم…دوستان لطفا روی کلمه اعتقادی توجه بفرمایید!! که فروع اعتقادی ده تا است و ما باید آنها را یاد بگیریم….حال نکته ی مهم اینجاست که در مقابل این اصول و فروع اعتقادی، “فروع عملی” دین وجود دارد که “باید ها و نباید” های زندگی ما را مشخص میکند و باید آنها را بفهمیم و در زندگی به آنها عمل کنیم…(حال اگر نمیتوانیم خودمان دنبال آن برویم باید تقلید کنیم)… پس این فروع عملی (باید ها و نباید ها) است که باید به آن عمل کنیم و در آنها تقلید کنیم!!
    و این اشتباه است که عوام فکر میکنند وقتی میگوییم در فروع دین تقلید میکنیم منظور “فروع اعتقادی” (فروع ده گانه) است، این در واقع فروع عملی دین است که در آن تقلید میکنیم !!برای مثال عرض میکنم: مسئله ی موسیقی را در کدام یک از فروع دهگانه میتوان جای داد؟!؟!یا حتی مسئله ی طهارت و نجاست؟!؟! و مسائل از این قبیل…!
    پس باید در باید ها و نباید ها از مرجع تقلید کنیم و مسئله ی سیمکارت تصویری و اینگونه مسائل از باید ها و نباید های زندگی است(فروع عملی)! پس مرجع در آن نظر میدهد و ما باید تقلید بدون چون و چرا بکنیم چرا که ما مجتهد نیستیم!

    • مهدی خدادادی گفته است: اسفند ۵, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۶ ب.ظ

      خواهش می کنم . ما از مطرح شدم بحث های مختلف استقبال می کنیم . به هر حال جوانی است و شور امر به معروف .
      اما به عنوان یک نصیحت از بنده کمترین پذیرا باشید : انسان عاقل آن است که همواره بداند که هیچ نمی داند .
      علت اینکه حقیر در بحث ها هیچ وقت با قاطعیت رد و یا تایید نمی کنم این است که واقعا بهم ثابت شده که چیزی که امروز فکر می کنم صحیح است ممکن است فردا با دلایلی مشخص شود باطل بوده . و بالعکس .

  • امیر حسین برزگر سلوکلائی گفته است: اسفند ۵, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۹ ب.ظ

    حدیث(۷۷۵) امام هادی (ع) می فرمایند:

    العُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ ، داعٍ إلَى الغَمطِ والجَهلِ
    خودپسندى، آدمى را از دانش‏جویى باز مى‏دارد و به‏ناسپاسى وانکار حق مى‏خواند

    بحار الأنوار، ج ۶۹، ص ۱۹۹

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۶, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۱ ق.ظ

    سلام
    بنا بر نظر آقای کریم
    این طور نتیجه می گیریم که
    چون انسان ها فطرت پاکی دارند هیچ کس هیچ گناه و خطایی نمی کند، و تاریخ هم این را تایید می کند چرا که آخرین کسی که اشتباه کرده کودکی پنج ساله بوده که دو هزار سال قبل از میلاد می زیسته که وقتی مادرش به او گفت که از خانه بیرون نرو گفت نه من می روم که البته بلافاصله پشیمان می شود و از خانه هم بیرون نمی رود،روانشناسان و تاریخ دانان هنوز که هنوزه توجیه قابل قبولی برای این رفتار خارق العاده پیدا نکردند.

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۶, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۶ ق.ظ

    یه سوال دارم سوال سختی هم نیست هر وقت تکلیفمون رو با این سوال روشن کردیم خیلی چیزا حل می شه
    دوستان نظر بدن که نگاهشون به فناوری چیه؟

    ۱٫ فناوری همش فایده است و اصلا نمی شه از اون استفاده بد کرد و اونهایی که می گن از فناوری استفاده های بدی هم شده (مثل بمب اتم و پخش تصاویر مستهجن خانمان برانداز و … )دروغ می گن و خیلی بدن.

    ۲٫ کسی که می گه باید آسیب فناوری رو کنترل کرد و اون رو در مسیر تعالی انسان ها به کار برد دیوونه است و باید بهش خندید و مسخرش کرد تا دیگه عقده ای بازی در نیاره.

    ۳٫ یکی از فامیل های ما تو رایتل کار میکنه پس کسی غلط می کنه بخواد با فناوری تماس تصویری رایتل مخالفت بکنه.

    ۴٫ اصلا فناوری چیز مقدسی است و باید آن را پرستید.

    ۵٫ با فناوری در هر صورت موافقم و اصلا کاری به این حرف های قلمبه و سلمبه ندارم.

  • علیرضا گفته است: اسفند ۶, ۱۳۹۱ در ۹:۱۷ ق.ظ

    امیدوارم از نظرتون برگردین چون هرکسی نمی تونه تو دین نظر بده…

    http://media.afsaran.ir/siOumZ_535.jpg

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۶, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۶ ب.ظ

    سلام
    آقا علیرضا طرحی که از آرم رایتل گذاشته اید طرح قشنگی بود.
    بقیه دوستان هم اگر دیدن کنند ضرر نداره.

  • کریم گفته است: اسفند ۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۰ ب.ظ

    آقا هر کی دوس نداره استفاده نکنه الکی پای دین و مرجع رو وسط نکشید – یکی آیه میاره که مثلا چی ؟؟
    من خیلی خودمونی میگم : تو فناوری و پیشرفت نباید هیچ وقت عقب موند. حالا یکی بعد از سال ها پیدا شده میخواد نسل ۳g رو برپا کنه حالا شما نزارید …
    به نظرم اصلا نباید از پنجره دینی ومذهبی و … بهش نگاه کرد این هم فناوری خوبیه مث اینترنت و ماهواره و خیلی چیزای دیگه … ما واقعا اگه دین داریم و مسلمونیم پس خودمون بلدیم چه جوری ازش استفاده کنیم… آقای برزگر نظراتی که میدی بدرد خودت میخوره…
    در خطاب به وبلاگ برگ های عاشقانه بگم : آقا جون من گفتم فطرت انسان پاکه … من نگفتم بچه معصومه و یا مبرا از خطا و گناه …
    من اینو در ج دوستی دادم که میگه همه چی دست مرجعه که واقعا آیا انقد اوضاع جامعه ما بهم ریختس که یه تماس تصویری باعث گسترش فسادش بشه … پس از اول چرا گذاشتن منابع فساد بیاد ؟؟؟ اون موقع کجا بودن مراجع …؟؟؟
    هر کی به رایتل و تمام فناوری ها از منظر دین ( البته دینی که خودشون ساختن ) نگاه کنه یه آدم عقب موندس …

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۷, ۱۳۹۱ در ۲:۰۵ ب.ظ

    سلام
    آقا کریم حالا شما به جای بچه بذار نوجوان بذار جوان خیلی وضع فرق نمی کنه،مطلب طنز بود شما باید گیرایی تو ببری بالا.
    من کاری ندارم که به گفتی ، گفتم از حرفت این طور میشه نتیجه گرفت.
    راستی بنده خدا تو با آقای برزگر بحث داری اسم وبلاگ منو چرا تحریف می کنی!!!! (لبخند)

  • و گفته است: اسفند ۷, ۱۳۹۱ در ۲:۳۲ ب.ظ

    راستی میدونم این یه بار شما به طور استثنا خوابت برده و اگر نه شما و خواب!!!!!!!
    میدونی؟ آخه خیلی وقته که آقا ماهواره رو حرام کرده
    میگما آقا کریم شما که این قدر تو بحث دین تخصصی کار کردی و آیه و روایات اهل بیت رو دیدی و متوجه شدی که مراجع خواب بودن ، بهتر نیست که یه رساله ای چیزی بدی بیرون و جامعه رو روشن بفرمایید؟!
    اصلا اگه دوست نداشتین مرجع بشین ، خب نشین! ولی دیگه نفرمایید که زحمت یه پست فرهنگی رو هم قبول نمی کنید!!
    آخه عزیز من میدونی چیه ما خیلی به آدم های روشنی مثل شما که شناخت جامع و دانشمندانه ای به جامعه دارن احتیاج داریم حیف نیست که این نظرات گهر بار شما خاک بخوره
    خودمونی بگم اگه شما یه کاره فرهنگ این مملکت بشین می دونید چی می شه !مملکت میشه گل و بلبل!
    تگزاس و لاس وگاس و آنتالیا و …. میذاره رو شاخش .چه شود! نه؟ مملکتمون پر فناوری میشه چشم حسود کور ، اون موقع فناوری از سر و کولمون میباره!
    خلاصه ما ارادت داریم به شما آقا کریم

  • محمد- گفته است: اسفند ۸, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۲ ق.ظ

    گسترش عمومی این فناوری نه نیاز هست و نه منفعتش بیش از مضراتش هست.
    شما اگر واقعا نیاز دارد، استفاده کنید اما اینکه به صورت عمومی مثل نقل و نبات در دسترس باشد کم باعث فاجعه نمی شود.
    نباید از دید فردی این قضیه را مشاهده کرد. مسئله فعلی، مسئله عوام و کل جامعه هست. مطمئن باشید اگر شما شرکتی میداشتید و از مراجع معظم سوال می کردید که ما میخواهیم برای اعضای شرکت مان تجهیزات مکالمه تصویری فراهم کنیم هیچکدامشان ایراد نمی گرفتند اما فتاوی داده شده فعلی مربوط به این حرکت و پخش همگانی اپراتور سوم است که کاملا هم منطقی بنظر می رسد.

  • یونس گفته است: اسفند ۹, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۱ ب.ظ

    چقد مخالف هست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    خیلی وقته یه عده ی کمی دارن نظرشون رو به یه عده ی زیادی تو مملکت ما تحمیل میکنن . آقایون مخالف شما عقایدتون کاملا محترمه و من به شخصه بهشون احترام میذارم، ولی شما از جامعه خبر ندارین واقعا؟ یا چشماتون رو بستین و در گوشاتون رو گرفتین؟ یک میلیارد نفر عضو فیسبوک هستن و کلی ارتباطات قوی تر شده و کلی درآمد و کلی خدمات که هر روزه کار مردم دنیا رو آسون تر کرده این یک میلیارد نفر دارن اشتباه میکنن و آقایون که تو قم نشستن درست میگن؟؟ الان تصور دنیا بدون بعضی تکنولوژی ها اصلا غیر ممکنه . چرا باید ۷۰ ملیون نفر قربانی عقاید چند نفر بشن ؟؟؟؟؟؟؟؟
    اونی که باید جامعه رو با تکنولوژی خراب کنه به زنجیر هم که ببندیش خراب میکنه ، چرا باید رفاه و تکنولوژی رو از ملت گرفت؟؟؟؟ متاسفم به خاطر اینکه تو قرن ۲۱ تو ایران کشوری که زمانی مهد تمدن بود این بحث ها هست. خلایق هر چه لایق

  • رضا گفته است: اسفند ۹, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    اگر ما فناوری رو راه بردیم همه چی عالی میشه اما اگه فناوری سوار بر ما شد اونوقت هست که همین فناوری بلای جانمون خواهد شد.

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۲, ۱۳۹۱ در ۸:۵۲ ب.ظ

    سلام
    آقای یونس یعنی شما می فرمایید که فقط شما از دنیا خبر دارید و بنده حقیر که برای اصلاع شما باید بگم که سال هاست دارم وبلاگ نویسی می کنم بی خبرم؟!!
    همچین فیس بوک رو بزرگ می کنید که انگار چی چی هست!
    و باز برای اطلاع شما باید عرض کنم که علاوه بر فیس بوک چندتا محیط اجتماعی دیگه رو هم تجربه کردم، ولی هیچ خبر خاصی تو اونا نیست و مخصوصا فیس بوک محیطیه که اکثر افرادش به بحث ها بی فایده و بی حساب و کتاب می پردازند و خیلی وقت ها هم بازیچه جریان های سیاسی منحرف قرار می گیرن بدون اینکه خودشون متوجه بشن. مثل فتنه ۸۸

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۲, ۱۳۹۱ در ۸:۵۴ ب.ظ

    رو چه حسابی فیس بوکی هارو اکثریت جامعه ایران حساب می کنید و قشر مذهبی ما رو اقلیت حساب می کنید؟!!!

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۲, ۱۳۹۱ در ۸:۵۷ ب.ظ

    لطفا اگر واقعا به نظرات دیگران احترام می گذارید از این ادعاهای شاخ دار دست بردارید و دلیل قانع کننده و عالمانه برای حرفاتون بیارید.

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۲, ۱۳۹۱ در ۹:۰۱ ب.ظ

    آدرس یه سایت جالب رو براتون قرار می دم که می تونید با مطالعه مطالب اون شناخت بیشتری از آسیب های تماس تصویری بدست بیارید.
    http://saraberightel.com/

  • محمد جواد محمدي گفته است: اسفند ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۲ ب.ظ

    سلام.مقاله ی در خور و بسیار خوبی رو نوشتید.
    کاملا با شما موافقم. درود بر شما 🙂

  • وحید یادگاری گفته است: اسفند ۱۴, ۱۳۹۱ در ۱:۴۷ ب.ظ

    آقای مهدی خدادادی عزیز بابت این پست زیباتون ممنون. در قسمت نظرات در بحثی که با آقای امیر حسین برزگر سلوکلائی داشتید فقط مورد اول را مطالعه کردم ونیاز ندیدم بقیه رو ببینم. می خواستم بگم آقای خدادای عزیز نظر شمارو با تمام وجودم و قلبم لایک می کنم (البته اگر به لایک من گیر ندهند!)
    هر انسانی دنیارو یک جور میبینه برای همین نظر ها متفاوتند پس سخت نگیرید… (این هم نظر کوچولوی من!)

  • محسن پریژه گفته است: اسفند ۱۵, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۲ ب.ظ

    هوالحق؛ سلام بر شما؛

    خط‌های اوپراتورهای دیگر هست. امکاناتی در همین حد البته با چندنسخه قدیمی‌تر. حالا که مکالمه تصویری حرام اعلام شده چرا باید باز بر این امکان پافشاری کنیم؟!

    از دیگر امکاناتش بهره بریم. شاید به اینترنت با سرعت بالا بر روی موبایل با این‌توزیع گسترده لب‌تاب دیگر نیازی نباشد. سیم‌کارت مخصوص انترنتی فقط برای استفاده از این‌دستگاه؟

    یاحق؛

  • یونس گفته است: اسفند ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

    آقا یا خانم “وبلاگهای بخت برگشته”
    من بیخودی فیسبوک رو بزرگ نمی کنم فیسبوک بزرگ هست شرکتی که دیتاسنتر هاش بعد از گوگل دومین مصرف کننده بزرگ برق جهان هست بزرگ نیست؟ میدونی ۱ میلیارد نفر یعنی چقد؟ قصد توهین ندارم حرفم کلی هست ، ولی هر کس به هر دیدی بره تو فیسبوک همون جنبه هاشو میبینه . اینکه میگید تو فیسبوک یه سری میان حرف الکی میزنن و جو الکی میدن درست همه جا همه جور آدمی هست این فقط یه اجتماعه و کاربرهاشن که این جامعه رو تشکیل میدن و باید اون کاربرهای بد رو متهم کرد نه کل اجتماع رو . بسیاری از کاربردهایی که رو فیسبوک تعریف شدن توسط شرکت ها و افراد پیاده شدن واسه کارهای اقتصادی تجاری و . . . خوب یه عده هم میان وقتشون رو بگذرونن هر کس آزاده تو اجتماع هر طور دوس داره وقتش رو بگذرونه جوک بفرسته برا بقیه یا آموزش بده یا محصول بفروشه مثل یک جامعه ی واقعی. ببینید من نمیخوام بحث کنم شما رو تو بحث شکست بدم ولی به نظر من ملت ما تشنه ی کمی احترام هستند اینکه دولت واسه من نوعی تصمیم بگیره چه سایتی رو ببینم و چه سایتی رو نبینم بی احترامی نیست؟؟ پس خود من چی عقل ندارم؟ فکر نمیکنم؟ به فکر خودم نیستم که آسیب نبینم حتما باید آقایون خوب و بد منو تشخیص بدن؟ تازگی ها یه سری تیم تپا (تیم پیش گیری از آسیب های اجتماعی) تو دانشگاه ها تشکیل دادن، یکی از دوستهام هم عضو اونجاس میگفت که اعضای تیم خودشون مشکل دارن باید یکی بیاد دست خودشون رو بگیره، من به هیچ وجه نمیخوام به اعتقادی بی احترامی کنم ولی چقد خوب می بود اگه تو مملکت ما هم دین و مذهب به هیچ کس تحمیل نمی شد اینطوری احترام انسانها حفظ می شد.

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱:۰۸ ب.ظ

    سلام
    در پاسخ به آقای یونس عزیز
    اول
    همون طور که خودتون گفتید همه فیس بوکی ها چرت و پرت نمی گن ، من هم تو این قضیه با شما موافقم ، ولی حرف من اینه که بیشتر افرادی که تو فیس بوک می چرخن روی حساب و کتاب و اصول درست صحبت نمی کنن.
    من می گم که این افراد در مقابل اکثریت مذهبی ایران اقلیت هستند، شما میگی نیستند؟!
    یه چیزی بگید که بگنجه انصافا!
    حالا رو چه حسابی شما غالب شدن نظر این اقلیت رو بر اکثریت جامعه مذهبی ایران اجبار نمی دونید؟!

    دوم
    شما واقعا خیال می کنید که تو غرب هرکس هرکاری دلش بخواد انجام میده؟!
    اگه واقعا تو غرب آزادی هست ، چرا تو بعضی از کشورهای داعیه دار آزادی اروپا حجاب رو که کاملا یه امر شخصیه ممنوع می کنن؟!
    اینه اون آزادی و احترام به انسانیتی که شما می فرمودید؟!
    چرا نمیذارن درباره هولوکاست بحث علمی آزاد بشه؟!
    چرا تو انگلیس موقعی که جوون ها می خوان حق قانونی خودشونو از حکومت ناعادل انگلیس بگیرن ، فیس بوک فیلتر میشه؟ و کسایی رو هم که فعالیت می کردن دستگیر و زندانی می کنن؟!
    این همون فیس بوکی نیست که شما و غربی ها سنگشو به سینتون می زنید؟!!!
    این ها یه نمونه کوچیک بود از هزاران مورد نقض آزادی در غرب؟

    میدونی اصل قضیه چیه؟
    اینکه غربی ها آزادی رو فقط تو مسائل ج ن س ی و بی خدایی میدونن و برای بحث های دینی و فکری هیچ آزادی و احترامی قائل نیستند.
    آقا یونس خواهش میکنم دست از این شعارهای کلیشه ای بردارید و منصفانه به قضایا نگاه کنید
    باور کنید اگه منصفانه و دقیق حرف زدن تو جامعه ما باب بشه دنیا گلستان میشه.
    موفق باشید به رضای الهی

  • یونس گفته است: اسفند ۱۷, ۱۳۹۱ در ۳:۲۵ ب.ظ

    سلام ممنون واسه جوابتون . درسته منم موافقم آزادی یه موضوع نسبیه و اصولا بهترین هیچوقت تو دنیا اتفاق نمیفته منم اصلا سنگ غربی ها رو به سینه نمی زنم . تو بعضی کشور ها مثل کره شمالی که واقعا جنگله . من حرفم اینه ببینید زمان شاه کشف حجاب می شد کارشون خیلی اشتباه بود و به عقاید مردم بی احترامی می شد ولی الان هم از اونطرف بوم افتادیم داریم کشف بی حجابی می کنیم ببینید ماموران سبز پوش عزیز چه رفتار خوبی با بی حجابا میکنن!!!!! انگار آدم کشتن یا جنایت کردن ، من تهران رو نمی دونم اوضاع چطوره شاید اونجا با انعطاف بیشتری برخورد کنن ولی تو شهرستان ها خیلی وضع بده . چرا باید یه نفر که دستمال سرش نیست بازداشت بشه؟ این آزادی رو نقض نمی کنه؟ حداقلش دیگه شعار آزادی نباید سر بدیم . فیس بوک هم که شما خودتون دارین میگید دولت انگلیس فیلترش میکنه پس دولته که داره چوب لا چرخش میذاره نه خوب فیسبوک که شعارش اینه “more connected” این کجاش بده ؟ ارتباط بیشتر خیلی هم خوبه ولی به شرطی که فرهنگش رو به مردم آموزش بدیم نه بیام کلا درش رو تخته کنیم . یا درمورد همین رایتل شما که تهران تشریف دارید اینترنت پر سرعت دارید ما شهرستانی ها گاری از اینترنت ما تند تره خوب این بابا اومده بستر پر سرعت رو اونم واسه تلفن همراه فراهم کرده به جای اینکه کمکش کنن تشویقش کنن حمایتش کنن میگن حرامه . قبول داشته باشید که اینجا ایرانه و درک و شعور و فرهنگ یک ایرانی خیلی بالاتر از یک آمریکاییه بدون تمدنه . اگه به مردم احترام گذاشته بشه و حق انتخاب بهشون داده بشه مطمئن باشید گل میکارن درسته یه عده نخاله همیشه همه جا هست جامعه هم خوب داره هم بد . ولی بی احترامی نتیجه عکس میده . من یادمه بچه تر که بودم کمتر کسی جرات می کرد قسم خدا و پیغمبر رو به زبون بیاره چون که واقعا اعتقاد داشتن و اعتقادشون زورکی نبود قلبی بود الان چی خدا و پیغمبر رو میکشن برا دوزار ، دوزار که هیچی تکه کلام شده قسم . در صورتی که اون وقتها حجاب و بگیر و ببند و همایش قرآنی و تبلیغ وسیع دین و از این حرفها نبود هر کی یه قرآن تو خونش داشت همون مانع از گناه کردنش میشد و زنها همه حجاب داشتن و پاکدامن بودن . قبول کنید زور جواب نمیده و نخواهد داد . البته با این حرفتون تا حدودی موافقم که معتقد ها تو جامعه ما کم نیستن و من افراط کردم تو حرفام و گفتم حداقل هستن . خوب دین ما ایرانی ها اسلامه و اصلا اسلام رو ایرانی ها کردن اسلام ولی ماها فرزندهای کورش هستیم و به آزادی معتقدیم نه تحمیل عقیده (هر چند درست) . فکر کنم این اختلاف نظر ها ریشه ای باشه و درست شدنی نیست . به قول یکی از دوستان این یه معادله ی تاریخی حل نشدنیه . ولی خوب من به هیچ وجه قصد بی احترامی به هیچ کسو نداشتم و ندارم فقط چون دیدم خیلی مخالف هست منم نظرمو به عنوان یه جوون سوخته گفتم . موفق و پیروز باشید

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۷, ۱۳۹۱ در ۷:۱۲ ب.ظ

    سلام آقا یونس عزیز
    مثل اینکه دل شما خیلی پره! چون خیلی از این در و اون در گفتین! عیبی نداره ولی تو محیط وب این طوری پراکنده صحبت کردن خیلی وقت میگیره ، چون هرکدوم از این چیزایی که گفتین برای خودش داستانی داره.
    قبل از هرچیز باید بگم که منم قبول دارم که خیلی از اختلاف ها ریشه ای ولی اینکه نمی شه نظرات رو به همدیگه نزدیک کردو قبول ندارم، چون خلافش خیلی ثابت شده
    ایشالا نظرات ماهم به هم نزدیک میشه
    اینو هم بگم که من نه خودم و نه شما رو نسل سوخته نمی دونم و اتفاقا نسل بالنده می دونم.
    یه نشونش همین بحث هاست ، ایشالا همه با هم آینده این مملکت و حتی دنیا رو می سازیم.

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۷, ۱۳۹۱ در ۷:۱۴ ب.ظ

    اول
    در مورد آزادی گفتین
    بله آزادی یه چیز نسبیه ،پس تا این جا رو قبول دارید که تو هیچ کشوری آزادی مطلق وجود نداره؟!
    چون هرکشوری براساس باورها و ارزش های خودش یک سری محدودیت ها رو به صورت قانون به وجود میاره.
    اما سوال من از شما اینه که به نظر شما این چیز بدیه؟
    یعنی به نظر شما جامعه ای خوبه که هیچ محدودیتی در اون وجود نداشته باشه؟!
    فکر نمی کنم جوابتون به این سوال بله باشه! چون حتی اون حاکمانی که این شعار رو میدادن به حرفشون ملتزم نبودن.
    فکر نمی کنم کسی بگه که تو ایران آزادی مطلق وجود داره ! ایران هم مثل هر کشور دیگه ای بر اساس ارزش ها و باورهاش یک سری محدودیت ها به وجود آورده.
    اکثریت ایرانی ها هم اسلام رو باور و ارزشون میدونن،خب اسلام هم قاعده و قانون خودشو داره.

    دوم
    درباره حجاب گفتین
    فعلا کاری نداریم که حجاب چیز خوبی هست یا نه ، ولی این هم یکی از قانون های اسلامه که حجاب در جامعه باید به صورت همگانی وجود داشته باشه و هرکس که این نظمو بهم بزنه باید جلوش گرفته بشه.
    گفتین که مامورین گشت ارشاد بد برخورد میکنن ،خب باید مامور توبیخ بشه ، تو قانون که نگفتن مامور بد برخورد کنه.
    به قول معروف اگه مسلمان به اسلام عمل نمی کنه ربطی به اسلام نداره.

    سوم
    درباره فیس بوک گفتید
    ببین آقا یونس عزیز ،نمی دونم تا به حال تحقیقی در مورد مدیران فیس بوک کردین یا نه؟
    فیس بوک شبکه ای که شبکه های جاسوسی غربی و صهیونیستی به وجود آوردن تا بتونن رو افکار جامعه جهانی کنترل و نظارت داشته باشن، و به صورت ناخودآگاه بدون اینکه کاربراشون متوجه بشن افکار خاصی رو تو ذهن اونا القاء کنن ، برای این کار هم از شیوه های پیچیده روانشناسی و جامعه شناسی استفاده می کنن.
    گفتید که شعارشون ارتباط بیشتره ، اما حرف من اینه که خودشون هم به این شعارشون پایبند نیستند چون دست دولت انگلیس هم با فیس بوک تو یه کاسه است.

    چهار
    گفتید که ما از نسل کوروش هستیم و ما اسلام رو اسلام کردیم
    ما اسلام رو اسلام نکردیم ، چون دینی که از سمت خدا اومده چیزی کم نداره که ما بخوایم کاملش کنیم، بله خداروشکر ما بهتر از عرب ها به اون عمل کردیم.
    کوروشی رو که من می شناسم اگر پیامبر اسلام و امیرالمومنین رو میدید در مقابل حکمت و مهربانی اونها زانوی ادب می زد و مثل سلمان فارسی یکی از مریدهای اونها می شد.

    پنج
    گفتی اگه همه چیز رو آزاد بذاریم همه چیز درست میشه
    نه این طور نیست چون خدا به حضرت یوسف می گه اگه ما تورو نگه نمی داشتیم تو هم به گناه زلیخا آلوده می شدی. حضرت یوسف که پیامبر بود دیگه تکلیف ما روشنه. انسان فقط فکر نداره ،هوس و خطاهای فکری هم داره.

    موفق باشی به رضای الهی

  • یونس گفته است: اسفند ۱۷, ۱۳۹۱ در ۹:۰۵ ب.ظ

    ممنون که شما هم یک هموطن خوش برخورد و بدون تعصب هستید . میدونید وقتی باور های یک انسان عوض بشه خیلی خیلی سخته که عوضش کنی من قبول دارم که مملکت ما یک مملکت اسلامی هست خود من جلوی مادرم جرات ندارم از این حرفها بزنم سرمو میکنه . ولی من (نوعی) یه جوونم که همه ی اعتقاداتم رو کات کردم تو پوشه temp دارم اشتباهاش رو shift+delete میکنم ، اسلام خیلی خیلی خیلی خوبه ولی دیگه ذهن پرسشگر من (نوعی) رو ارضا نمیکنه خیلی از جاها میگه نپرس خیلی از جاها وصلش میکنه به ماوراء و کلا فلسفش رو ماوراء بنا نهاده شده اگه اون ماوراء فرو بریزه همش میاد پایین . پس واسه نسل من دیگه جواب گو نیست و فقط توجیه و توجیه و توجیه و پس رفتگیه . من دوس دارم به زمین فکر کنم نه به آسمون واسه آینده زمین تلاش کنم نه واسه بهشت . شاید اگه اجباری در کار نبود اینقد این تقدسه سریع فرو نمیریخت ولی آب ریخته بر نمیگرده اینا رو گفتم که بدونید نباید همه چی رو به خدا ربط داد چون هر کس یه تعریفی از خدا داره و خدای دولتی و قانونی فقط واسه من (نوعی) یه اجباره و با اکراه دارم به این خدا احترام میذارم چون شهروند قانون شکنی نیستم .

    شاید بگید اینا بحث های فلسفیه و چه ربطی داره ، ربطش اینه که یه خدای دیگه با یه قوانین دیگه (که مطمئنا از دید من (نوعی) از سمت خدای فرضی نیستند) داره به من حکومت میکنه در صورتی که بود و نبود این قوانین (فرضا الهی) هیچ خللی در کار دنیا بوجود نمیاره و قبل از نبودشون هم حقوق بشر بود و کورشی بود و شادی بود و با روی کار اومدن این قوانین (حکومت های اسلامی) دنیا گلستان نشد بلکه کلی جنگ و کشت و کشتارو خونریزی به پا شد (منبع : ۲ قرن سکوت – فتوحات دیگر به جز ایران بماند) و بازم دیدیم که همون بشر بی خدا بود که نعمت و رفاه و علم رو به بشر هدیه کرد همون بشری که ما بهش میگیم کافر ! و با دلسوزی میگیم باید هدایت بشن وگرنه میره جهنم ! نه ! آزادی با بی بند و باری و هرج و مرج فرق میکنه آزادی یعنی حق مسلم هر انسانی از طرز لباس پوشیدن گرفته تا طرز تفکر به شرطی که به انسانهای دیگه آسیب نزنه و اجتماع رو به هم نریزه مطمئنا جوامع غربی از ما موفق ترن که البته ماحصل تفکرات گذشته ایران زمین باعث رشدشون شد و رنسانس شد و دگرگون شدن .
    قابل از انقلاب حجاب نبود آیا جامعه خراب بود؟ نه مسلما ، این قوانین الهی که می گید برچسب فساد به جامعه زد و انقلاب رخ داد . البته نظام شاهنشاهی اشتباه بود ولی ما هم داریم تند میریم اوایل حتی قرار بود شاهنامه جمع بشه چرا آخه این چه خداییه ؟؟؟؟ این چه خداییه که میگه تکنولوژی نباشه ؟ تازه هر روز هم خدا مدرن میشه و دستورات جدید رو ارسال میکنه حتی تو جدید ترین مسائل مثل فسبوک و رایتل . این خدا نیست پشت این خدا اون انسانهای نابغه ی حداقلی هستن که من گفتم دارن برا حداکثر تعیین تکلیف میکنن و مطمئنا دلیلش حکومت بوده و هست .
    راستی اگه تونستید یه سر به صفحه استخدام فیسبوک بزنید یک سری ارزش نوشتن اونجا که شرط استخدامشونه جالبه که واسه استخدام قانون نذاشتن یک سری ارزش گذاشتن که بد نیست بخونیدشون فکر نکنم همچین کسایی بخوان به من و وطنم لطمه بزنن . تو این یک سال که من تو فیسبوک بودم ندیدم هیچ کس از عوامل فیسبوک مطلبی رو بفرستن یا بخوان چیزی رو به ذهن من القا کنن من فقط با دوستانم در ارتباط هستم در فیسبوک و این موضوع کاملا تحت کنترل شخصه که چی بخونه چی نخونه . در این مورد که دولتهای استعمار گر همیشه ما رو غارت کردن شکی ندارم و مطمئنم همیشه استعمارگر هست ولی آیا با تحجر میشه جلوی استعمار ایستاد؟ نه ولی با آموزش و قوی شدن میشه .
    در مورد این که گفتم ما اسلام رو اسلام کردیم هم دوباره بر میگرده به توضیحاتم در بالا که اگه ماوراء رو در نظرنگیریم قبول دارید که از عترت پیامبر که همه کشته شدن و فقط قرآن موند ولی الان این همه احکام اسلامی و تفکر اسلامی و فلسفه اسلامی و فقه و اصول و … رو ما ایرانی ها به بدنه ی لاغر اسلام تزریق کردیم نه یک مشت عرب وحشی سوسمار خور . در صورتی که اون اصل ماوراء (الله) رو درنظر بگیریم حرف شما درسته .
    دیگه حرفی ندارم و خوشحالم که متعصبانه حرف نزدم امیدوارم کسی از حرفهام ناراحت نشه چون به هیچ وجه به اعتقادات کسی توهین نکردم و نمیکنم فقط تفکر خودم و شاید نسلم رو نوشتم .
    موفق باشید

  • اميرمحمد گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۲:۲۵ ق.ظ

    به امیرحسین برزگر سلوکانی….

    آقا تو نظرت بر اینه که مراجع هر چی بگن وحی منزله و نعوذبالله نماینده تام الاختیار خداوند هستند. برای همین نظراتت این زاویه رو با نظر مدیریت وبلاگ داره. اما منم فکر می کنم که هیچکس جز معصومین ( علیهم السلام) نماینده خدا نیست و الباقی درک خودشون از دین رو دارن. شما به جای مغلطه و شلوغ بازی و بی ادبی منطقی جواب بده، یا نکنه همه باید به حرف شما و مراجع بکنن وگرنه در دوزخن؟!!
    عاقلانه تر …

  • مهدي تركاشوند گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۲:۳۸ ق.ظ

    آقای امیرحسین برزگر سلوکانی و سایر همفکران ایشان….!!!

    به این نکته توجه کنید:

    میرزای شیرازی مصرف تنباکو را(در زمان خاصی) حرام اعلام کرد، مردم قلیان ها رو شکستند.

    سایر مراجع، اینترنت، موبایل، ویدئو(اگه سن تون برسه منظورم VHS player)و… رو حرام اعلام کردن، هیچکس توجهی نکرد.

    دلیل چیست: فتوای به جا، نگاه عاری از تعصب و مبتنی بر عقل و شرع، نگاه درست به مسائل روز، توجه به مصالح مردم(و نه گروهی خاص از همفکران) در فتوای میرزای شیرازی بود که در این ها نیست. مثلا درباره همین اینترنت مراجع چه مواضعی داشتن!!!؟؟ حالا هر کدوم یه سایت چند زبانه دارن!!!
    علت این تناقض چیه
    خب اگه علم این آقایون نسبت به مسائل روز و اسلام کامل و درست بود که این موارد نقض به این وفور به چشم نمی خورد. مردم خوب می فهمن، خودتون به جای مردم تصمیم نگیرید! این همین مردمن که مسلمان شدن و صدها ساله که مسلمانن خودشونم خوب بلدن از اعتقاداتشون دفاع کنن.

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۲:۴۶ ق.ظ

    سلامی دوباره به آقا یونس
    منم خیلی خوشحال وممنونم که شما اهل تفکر هستید.
    من با خوشرویی برخورد کردن رواز پیشوایان اسلام یاد گرفتم از امیرالمومنین علی که میگه «خوشرویی کمند محبته» از پسرش امام مجتبی که وقتی مرد شامی که از ایشون بد شنیده بود تو مدینه تو ملا عام به امام مجتبی وپدرشون بد و بیراه میگه حضرت اگه میخواستن خیلی راحت میتونستن اذیتش کنن ولی وقتی حرف های مرد تموم میشه امام بهش میگه تو خسته ای بیا به منزل من بریم و استراحت کن اون موقع بیشتر صحبت میکنیم ، خلاصه امام خیلی تحویلش میگره ،مرد شامی از این رو به اون رو میشه، این فقط یکیش بود اگه دلت بخواد تا آخر عمرت برات از زندگی اهل بیت تعریف می کنم تا باورت بشه که اسلام به جز ماوراء و تو زندگی همین دنیا هم خیلی حرف برای گفتن داره،میتونم کتاب هایی رو بهت معرفی کنم از زندگی و سخنان شگفت انگیز اهل بیت علیهم السلام تا باورت بشه که اسلام کامل بود و ایرانی ها فقط نکات اونو تفسیر وحفظ و تبلیغ کردن.
    به من گفتید که بدون تعصب باشم نه من تعصب دارم ولی به گفته مولایم حضرت امیر که در کلامی مفصل می گن همه تعصب بد است به جز تعصب به خوبی ها مثل انصاف داشتن پایبندی به عهد و…
    من هم سعی می کنم که روی خوبی ها تعصب داشته باشم.
    گفتی که صحبت از ماوراء رو یه جور توجیه میدونی،باشه ،ولی بازم تو میتونی شیوه زندگی دنیایی رو به من معرفی کنی که تو زندگی دنیایی برنامه هایی زیباتر دقیقتر و عالمانه تر از اسلام داشته باشه؟!
    از کنار این سوالم راحت رد نشو چون خیلی وقت ها همین راحت و بدون دقت حرف زدن ها باعث میشه که در نهایت نتیجه های نادرست بگیریم و بعد با خودمون فکر کنیم که عجب مطالب تازه و مهمی رو کشف کردم.
    مثل جایی که گفتی خدا میگه تکنولوژی چیز بدیه!
    در حالی که حرف دین فقط اینه که باید تکنولوژی رو در مسیر خوشبختی انسان استفاده کرد. این دوتا حرف خیلی باهم فرق دارن واونطوری گفتن بی انصافیه ، قبول داری؟
    گفتی که اسلام دین خوبیه ولی منو مجاب نمی کنه !
    باید اینو بهت بگم که این هم ربطی به اسلام نداره چون یا تو خوب تحقیق نکردی یا اونهایی که تا حالا به سوالات جواب دادن خوب از پس جواب دادن به سوالات بر نیومدن ، اگه ذهن من از تو پرسشگرتر و شکاک تر نباشه کمتر از تو نیست ولی مثل تو فکر نمی کنم.
    هرچند ماراء وجود داره و دلایل زیادی هم برای اثبات اون وجود داره، و وقتی اثبات شد طبیعتا انسان عاقل تو تنظیم برنامه زندگیش بیشتر به خوشبختیش تو اون دنیا اهمیت میده چون قراره تو اون دنیا یه ابد زندگی کنه، یه ابد! شوخی نیستا!
    اما اصلا بریم تو خط همین دنیا ، شما که میگی غربی ها تو زندگی دنیایی از ما جلوترن ، میشه به من بگین چرا آمار افسردگی تو اروپا این قدر بالاست؟!
    شما که خوشبختی دنیایی رو فقط تو شهر و ساختمان و اتومبیل مدرن تر نمی بینید؟ میبینید؟ پس سهم آرامش روحی ( یا به قول کسایی که روحو قبول ندارن آرامش روانی) چی میشه؟!
    فکر می کنم که شما هم مثل من آرامش روحی رو جزء مهمتر خوشبختی دنیایی میدونید.چون آدم افسرده هیچ لذتی از زندگیش نمی بره.
    نگاه کنید خاص بودن قوانین الهی این جاست که خودشو نشون میده به نظر من اینکه آیات قرآن و احادیث شیرین ترین راه زندگی دنیایی رو به ما نشون میدن یه جور معجزه است چون خیلی ها این ادعا رو دارن که میتونن برنامه زندگی خوب بدن ولی به نظر من از نظر موفقیت خیلی درجشون پایین تره.
    این که میگید اسلام برای چیزهای جدید هم نظر داره اصلا چیز عجیبی نیست چون خداوند مشترکات تغییر ناپذیر تمام انسان ها رو بهتر از خودشون میدونه و بر اساس اونها برنامه داده، مثل اینکه آدم ها از اول خلقت تا الان از خوش رفتاری ،راستگویی ، امنیت، عدالت ،آرامش ،میل ج ن س ی ،… خوششون میومده و این میل ها هرگز عوض نشده. به نظر شما غیر اینه؟!
    مطلب اینه که با پیشرفت چندتا آهن پاره و بالاتر رفتن چند تا آجر ماهیت انسان عوض نمی شه نیازهای اصیل انسان همون نیازهاست.
    میشه بفرمایید چطور به این نتیجه رسیدید که در زمان کوروش جنگ و خونریزی و بی عدالتی وجود نداشته؟!
    فکر نمی کنید که خیلی از این حرف ها فقط رو تعصب ایرانی گریه و تو تاریخ مدرک معتبری برای این حرف ها وجود نداره؟!
    اصلا قبول،کوروش آدم عادلی بود ،حتی علامه طباطبایی هم تو تفسیر المیزان این احتمال رو میده که کوروش همون ذوالقرنین پیامبر خدا باشه.
    ولی سوال من اینه ، یعنی تو اون زمان جنگ و خونریزی نبوده؟! اگه نبوده پس چطور میگید که کوروش تصرفات زیادی داشته و ایرانو خیلی بزرگ کرده ؟! خب تصرف زمین با جنگ بوده دیگه ، نازشون که نکرده.
    جنگ هرچند به خودی خود چیز خوبی نیست ، ولی به نظر شما وقتی یه آدم خونریز زبون نفهم جلوت باشه چیکار میتونی بکنی؟! بعضی اوقات آدم مجبور میشه که بجنگه.
    گذشته از این یعنی واقعا تو حکومت کوروش هیچ ظلمی صورت نگرفته ؟!یعنی همه زیردست های کوروش آدم های خوبی بودن؟!!!
    بازم گذشته از این اگه کوروش بهترین و آرمانی ترین حکومتو داشته چرا بعد خودش یه جانشین خوب انتخاب نکرد که وضع ایران به جایی نکشه که ایرانی ها چشم دیدن شاهاشونو نداشته باشن و در مقابل اعراب هیچ مقاومتی از خودشون نشون ندن.
    میدونی چیه این قدر نشستین از خوبی های حکومت کوروش برای خودتون گفتین که دوران اونو تبدیلش کردین به یه دوران خیالی ، باید واقع بین بود ، اصلا دنیا جایی نیست که بشه همه خوبی ها رو توش جمع کرد.
    بحث درباره فیس بوک رو هم میذارم برای بعدا چون اگه الان بخوام شیوه پیچیده کار اونها رو شرح بدم خودش میشه مثنوی هفتاد من .
    موفق باشی به رضای الهی آقا یونس عزیز

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۲:۵۲ ق.ظ

    اوه اوه عجب طولانی شد! باور کن خیلی سعی کردم کوتاه بنویسم ،اما به قول خودت این بحث ها فلسفیه،تو هم که خیلی بحثارو مطرح کردی دیگه کوتاه نوشتن خیلی سخت شد.
    ولی لطفا همشو بخون چون براشون وقت گذاشتم.

  • رایت گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۶:۲۸ ق.ظ

    به وبلاگ برگ های عشقه:
    چند پست آخرتون خیلی عالی بود، خدا خیرتون بده.

  • یونس گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۱:۵۰ ق.ظ

    درود . خسته نباشی و ممنون از اینکه وقت گذاشتی و جواب دادی . در مورد اسلام من قبول دارم که یک راه خوب زندگی بود و آدابی داشت که اعراب وحشی رو رام کرد و ولی الان علم خیلی گسترده تر و مدرن تر شده و ما وقتی مریض میشیم به پزشک مراجعه میکنیم نه به دین ! ببینید همه ی این اختلافات بر می گرده به عنصر ماوراء که اسلام همه ی احکامش رو ربط میده به اون (یعنی خدا) . کلا این یه بحثه ریشه داره که آیا محمد نابغه بوده یا یک بیسواد که از طرف خدا اومده! ، اینکه سلمان یک نابغه ی مزدکی خائن بوده یا نه ! اینکه آفرینش قدیم هست یا محدث ! اینکه بعد از مرگ هم زندگی می کنیم یا نه ! . خوب اینا مسائلی هستند که هر کس تو بک گراند ذهن خودش یه جوابی واسشون میذاره (مخصوصا در مورد خدا) حالا یا با مطالعه یا بی مطالعه (مطالعه ی نظریه ها نه قطعیت ها، البته درمورد محمد و سلمان من با مطالعه تاریخ که میشه بهش استناد کرد) و تفکرات دیگه هم تاثیر مستقیم از اون جوابها می گیرن . کسی که آفرینش رو قدیم بدونه و به آفرینش دنیا در ۶ روز اعتقاد نداشته باشه خوب نمی تونید از خالق (ماوراء) براش بگید چون اصولا اون از ریشه با ماوراء مشکل داره (البته نه الزاما متریالیسم یه چیزی بین اگزیستانسیالیسم و دوالیسم خفیف) . من حرفم اینه و نه از کورش دفاع می کنم و نه اسلام رو متهم می کنم(جای بحث داره) من میگم اصلا تاریخ رو به کنار بگذاریم و الان تو قرن ۲۱ ام هر کس اعتقادی داره و مثل قدیم نیست که کسی به اعتقاداتش فکر نکنه بذارش تو گنجه محفوظ باشه ، اعتقادات دستخوش نقد شدید قرار گرفتن و هر کس ب یه تفکری رسیده و هیچ تضمینی وجود نداره که کدومش درست باشه به قول خیام : قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین می ترسم از آنکه باگ آید روزی کای بیخبران راه نه آن است و نه این . خوب پس اگه یه نفر یا یک قوم اعتقاد دارن که مثلا اسلام درست میگه و ازطرف خداست نباید این تفکر رو در یک اجتماع به سایرین تحمیل کنن ببینید . یه مقایسه : شما اگه یک ماشین فرسوده داشته باشید که کلی دود کنه علم به این نتیجه رسیده که این ماشین برای محیط زیست ضرر داره و هوا رو آلوده میکنه هیچ کس تو هیچ کجای دنیا این موضوع رو رد نمیکنه پس این به صورت یک قانون دراومده که همه ی افراد بالاجبار نباید ماشین فرسوده سوار بشن (درهمه جای دنیا) ولی ازاونطرف شما میگید که بی حجابی یک آسیب اجتماعی محسوب میشه خوب علم اینو نمیگه تا حالا هیچ گزارش علمی در هیچ جای دنیا (به جز ایران ! البته ازنوع غیر علمی و من درآوردی ) مبنی بر آسیب زدن بی حجابی چه روحی چه جسمی به کسی منتشر نشده پس این یه عده که “معتقدند” بی حجابی آسیب محسوب میشه نباید بر دیگران تحمیلش کنن و بگن خدا گفته و بس بدون دلیل (البته یه دلیل هایی هم هست که اونا هم خیلی ضعیف هستن) باید بپذیری فکر کنم منظورم رو واضح گفتم درمورد قوانین علمی هر روزه داره بحث میشه و خیلی هاشون که حتی تو زندگی روزمره استفاده میشن دارن رد میشن یا عوض میشن یعنی حتی علمی که همه به قطعیت اون اذعان داریم دستخوش تحول و تکامل هست خوب تو همچین دنیایی چرا باید بگیم یه خدایی هست که هیچ دلیل قطعی هم مبنی بر وجودش (یا عدم وجودش) بدست نیومده رو بپذیر و به دستوراتش هم باید عمل کنی . خوب واسه من نوعی این خدا پذیرفته شده نیست و قوانینش رو هم رد میکنم چرا که کسایی که به اون قوانین پایبند نبودن هیچ بلایی سرشون نیومد و جنایت (یا افسردگی به قول شما) در همه جوامع هست . اصولا من از اینکه اسلام یا بهتره بگم تفکر اسلامی بر پایه ماوراء هست مشکل دارم و اصلا وارد جزئیاتش نمی شم که کدومش بده کدمش خوبه هر کدومش بحث مفصلی داره . مثال حجاب رو هم به عنوان مشک نمونه ای از خروار زدم و اسلام از بدو تولد تا مرگ دستور و حکم داره که منظور من از قوانین ماوراءی همه ی این حکم ها هست . اگه اسلام رو به دو قسمت تقسیم کنیم : تفکر اسلامی و احکام اسلامی ، میبینیم که اسلام دینی است که همه ی تمرکز و پردازشش در قسمت احکام معطوف شده و اصولا تفکر اسلامی یک کلمه است : اعتقاد به ماوراء . و تکیه گاه اسلام همین ماوراء هست . حالا منظور من از ماوراء همه چیزی میتونه باشه از خدا و بهشت و جهنم گرفته تا پیامبر و امامان مقدس شده و شفای غیب و منجی بشریت و … . شما خودتون هم تو حرفاتون تکیه به این مقدسات (از نظر شما) دارید و روی حرف من با تفکری هست که حرف از ماوراء نمی زنه چرا که اگه فرد معتقد به ماوراء (از نوع اسلامی باشه) باشه دیگه بحثی نباید بکنه و از حجاب و عفاف گرفته تا احکام دیگه رو باید برای اون تفکر ماوراءیش انجام بده ولی فردی که به ماوراء اعتقاد نداره هیچ الزامی نمیبینه که این کارها رو انجام بده . من از هیچ کدوم از جبهه ها نمیخوام دفاع کنم یا یکی رو بکومم فقط سعی کردم که بگم قوانینی رو که یه عده میگن از طرف یک خدای اثبات نشده (یا اثبات شده ازنظر خودشون فقط) اومده نباید به دیگرانی که به اون خدا اعتقاد ندارن تحمیل کرد و بهونش رو هم بذاریم رو آسیت اجتماعی و خراب شدن اجتماع و … چرا که تو کشور ما هم مثل کشور های دیگه افسردگی و تجاوز و دزدی و نقض حقوق بشر و … هست و دلیلش نمیتونه اعتقاد یا عدم اعتقاد باشه باید اون مسائل رو جداگانه بررسی کرد و ریشه کن کرد این حرف رو قبول ندارم که می گید غربی ها افسردگی دارن ماها بدتریم فقط از دروغی به اسم آمار استفاده میکنیم و شعار میدیم بعضی وقتها به تلوزیون نگام میکنم باور نمیشه که در مورد مملکت خودمون داره حرف میزنه یه حرفهای قلمبه ای مثل رشد ۱۰ برابری علم و فناوری در ایران یا مثلا آمار های کذایی که در مورد کشور های غربی می دن یا مثلا صد وبیست هزار پروژه و طرح عمرانی !!!!!!! یه طوری اخبار خارجی میگن واقعا آدم فکر میکنه اونا دارن نابود میشن و ما تو بهشت هستیم . واقعا آدم خندش میگیره . حرفم آخرم اینه که ای کاش اعتقادات تحمیلی نبودن و شرایط استخدام اعتقادات نبود و موقعیت اجتماعی با اعتقادات به دست نمیومد و تکنولوژی با اعتقادات ماوراءی نقد نمیشد. کاش یه فاکتورهای بهتری دیگه ای در کار بود مثل همه ی دنیا . من دیگه حرفی ندارم . بحث خوبی بود و به اعتقادات همه احترام میذارم . احترام خوبیه که از نسل من دریغ شده . فکر کنم درموردش دیگه بحث نکنیم بهتره چون مشکل خیلی ریشه داره و آبمون تو یه جوب نمیره و من بیشتر از میترسم بحث کنم ! در پناه عقل و خرد پیروز باشید

  • یونس گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۱:۵۳ ق.ظ

    راستی یه چیزی من تو اون نظر بالاییم گفتم “وبلاگهای بخت برگشته” معذرت میخوام “وبلاگ برگهای عشقه” درست هست اشتباه خوندم . عجب اشتباهی !!!

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۵:۳۶ ب.ظ

    سلام بر آقا یونس
    بله آقا یونس اختلاف فکری ما ریشه داره،اما من با بحث ریشه ای مشکلی ندارم و اتفاقا خیلی هم علاقه دارم، چون شناخت انسان رو از هستی عمیقتر و محکمتر میکنه. دلیلی هم برای ترسیدن نمی بینم چون یه جورایی دیگه این جور بحث ها تو جامعه ما معمولی شده.
    اون طوری که من از ریتم کلامتون احساس میکنم شما تاحدودی مایل به افکار آقای سروش و امثال ایشون هستید. خوبه آقای سروش افق های تازه ای رو در بحث های فکری و دینی باز کردند و از این نظر کارشون ارزشمنده.
    اما به نظرم شرط نتیجه گیری درست در بحث های علمی دقت و انصافه در غیر این صورته که بحث بی فایده میشه.
    آقا یونس عزیز شما تو صحبت هات چندجا بی انصافی کردی!

    ۱٫ اینکه گفتید که توجه اسلام فقط متمرکز به احکام شده و در حوزه های فکری و اخلاق خوب وارد نشده.

    اینو قبول ندارم ، شما تا حالا چندتا کتاب اسلامی خوندین که چنین قضاوتی می کنید، اگه میشه اسم ببرید.
    مثلا تاحالا اسم کتاب کشف المراد خواجه نصیرالدین طوسی رو شنیده و خونده بودید؟ کتاب های بوعلی سینا رو چی؟ تا به حال شده قسمت های فکری و فلسفی نهج البلاغه رو با دقت و به کمک اساتید خبرش بخونید ، اصلا همین قرآن تاحالا به توجه کردید که چقدر بحث های فلسفی و اخلاقی توش وجود داره؟! ببینم لای کتاب صحیفه سجادیه رو باز کردید که ببینید از اول تا آخرش بحث های اخلاقیه و همین یکی برای این که تمام مکاتب اخلاقی رو شگفت زده کنه کافیه…. وخیلی کتاب های دیگه که اگه خواستی بازم برات اسم ببرم.
    اصلا چرا راه دور بریم تا به حال چندتا کتاب شهید مطهری و استاد مصباح رو مطالعه کردید؟!اسم ببرید لطفا
    این درست نیست که هیچ تحقیقی نکرده بگیم که اسلام هیچ دلیل محکمی برای حرف هاش نداره

    ۲٫دلیل محکمی برای اثبات ماوراء وجود نداره ، میخوام بپرسم که شما تاحالا چند تا از دلیل های اثبات ماوراء رو خوندید ؟!
    اصلا ماوراء چیه؟
    شما چه توجیهی برای برخورد با مساله روح دارید؟! انکارش میکنید؟ اصلا میشه انکارش کرد؟!
    گرایش های فطری رو چی؟اونهارو غیرماورائی میدونید؟
    ببینم شما برهان واجب الوجود و نظم که وجود خالق و برهان صرفیت که وجود خالق یکتا رو اثبات میکنه به دقت مطالعه کردید؟ اگر دلیلی برای رد اون دارید خب بگید که ما هم بدونیم.

    ۳٫شما جلوتر گفتید که هیچ عقیده ای ثابت نیست!
    یه سوال ظریف از شما دارم این حرفی که شما میزنید خودش یه قاعده ی فکریه ، درسته؟
    بنابراین همین عقیده شما هم ممکنه که غلط باشه و وقتی احتمال خطا به این قاعده شما هم سرایت کرد دیگه قاعده تون ارزشی نداره.
    نظر درست اینه که عقیده درست و مطمئن وجود داره منتهی ابتدا باید راه درست فکر کردن رو متوجه بشیم ، تا خطاهای ناشی از اشتباهات شخصی رو به پای همه عقیده ها نذاریم.
    یکی از همین خطاها اینه که روش بررسی علوم عقلی و تجربی رو یکی بدونیم ، اینکه علم تجربی خطا میکنه از خواص علوم تجربیه چون حواس خطا میکنن و ربطی به علوم عقلی نداره ، قاعده های پایه ای که ارسطو داده بعد این همه وقت هنوز هم تغییری نکرده،ببینم تا به حال شنیدی که اجتماع نقیضین محال است؟!
    این قاعده از اول خلقت تا به حالا تغییر نکرده حتی بچه ها هم به طور ناخودآگاه به این قاعده اعتقاد دارن، حالا هر علمی رو که بر پایه این قاعده و امثال اون بنا کنیم محاله که غلط از آب در بیاد.

    ۴٫گفتی که اسلام دیگه از پس این دوره و زمونه بر نمیاد
    مگه گرایش های اخلاقی و فطری انسانی با گذشت زمان تغییر میکنه؟ یعنی مثلا الان شما به محبت به راستگویی به عدالت به آرامش به ازدواج و… علاقه نداری؟!!! مثلا این گرایش های تو بعد کشف هواپیما شد یه چیز دیگه؟!
    خب معلومه که این پیشرفت ها فقط ظاهر زندگی هارو تغییر میده و در اصل فطرت انسان تغییری ایجاد نمی کنه.
    اسلام برپایه همین ریشه ها مثلا برنامه اخلاقی داده که خیلی جاها برای تک تک این برنامه هاش دلیل دنیایی آورده ، چرا شما ندیده می گید که اسلام برای حرف هاش دلیل نداره.

    ۵٫در مورد آمار هم خیلی بد بینانه نگاه میکنی!
    این آمار تو نشریات و رسانه های خودشون مطرح میشه از شکممون که در نیاوردم.
    ندید بدید هم نیستم که پدرم تا به حالا به چندین کشور اروپایی آمریکایی و آسیایی سفر کرده،آشناهای دیگمونم رفتن، خب میان برامون تعریف میکنن چه خبره دیگه،
    آره تو یه چیزای اخلاقی از ما جلوترن مثل نظم که این هم ربطی به دین اسلام ندارن ، چون مثلا امیرالمومنین را به راه هی به نظم توصیه میکنه و از فوائد اون میگه ، تا به حال خوندی؟
    باور نداری خودت برو ببین
    این ماییم که با عمل نکردنمون به اسلام خودمونو از داشتن یه جامعه آرمانی دور نگه داشتیم.
    در پایان بد نیست این خبرو مطالعه کنی
    به گزارش بولتن نیوز به نقل از سی ان ان: قوانین جدید مدارس دخترانه انگلیس به آنها اجازه پوشیدن دامنهای کوتاه، کفشهای پاشنه بلند و لباسها بدون آستین و آرایش کردن نمیدهد.

    وزیر آموزش انگلستان با بیان قوانین و مقررات جدید اعمال شده برای دبیرستانها و کالج های این کشور میگوید با توجه به اینکه اولویت حضور جوانان در این اماکن برای آموزش و یادگیری است ما خواسته ایم تا محیط هرچه سالمتر و ایمن تر باشد. بنابر این طبق قوانین جدید آرایش کردن صورت و مو ، پوشیدن لباسهای کوتاه و نازک و بدن نما، پوشیدن دامن های کوتاه و کفشهای پاشنه دار در مدارس و دبیرستانها و کالج ها ممنوع اعلام شده است.

    به گفته این مقام مسئول جزییات قوانین جدید برای والدین این دانش آموزان فرستاده شده تا در جریان وقایع قرار گیرند. وی میگوید لباسهای استفاده شده توسط بچه های مدرسه ای باید استاندارد و خارج از زرق وبرق دنیای مد باشد و بچه هایی که در این سنین از نوجوانی به جوانی میرسند باید با این استانداردها آشنا شوند

    به اعتقاد این مقام مسئول بچه های دانش آموز و دانشجو باید از مردم عادی قابل تشخیص باشند.
    بدون شرح!
    واقعا ، انصافا، مردونه، شبیه این خبر چندتا شنیدی؟!

    • میلاد گفته است: تیر ۱۱, ۱۳۹۲ در ۳:۴۱ ق.ظ

      در کامنت اول فرموده اید “هرچند ماوراء وجود داره و دلایل زیادی هم برای اثبات اون وجود داره”
      این گذاره شما به طور کلی از نظر منطقی غلطه. گذاره شما مثل این است که گفته شود “اگرچه آبی قرمز است”!
      دوست عزیز ماوراء همنطور که از اسمش پیداست از جهانی مادی و فیزیکی جداست و وجود مختص ماده است در نتیجه اینکه بفرمائید ماوراء وجود دارد پارادوکس است. بماند که اثبات کردن هم موضوعی مربوط به جهان مادیست!
      برهان نظم و علیت که فرمودید خیلی وقت است که بی اعتبار گشته. چنانچه مطالعه نفرمودید از گوگل استفاده کنید به راحتی رد این برهان ها خواهید یافت.

      • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: تیر ۱۷, ۱۳۹۲ در ۷:۰۰ ب.ظ

        سلام آقا میلاد
        خسته نباشید به نظر خیلی ادعای درک مسائل فلسفی رو دارید، اما اون طور که از ظاهر کلامتون پیداست فقط فرضیه های یه مکتب فلسفی رو مطالعه کردید و چشم بسته تمام فرضیه های اون ها رو قبول کردید، دوستانه عرض میکنم کمی دایره مطالعاتتون رو گسترش بدید! روی چه حسابی این طور قاطعانه میگید که وجود فقط مختص مادیاته؟!!! این حرف یا برخواسته از یه تصور خیلی بچه گانه است یا این که فلسفه رو مساوی با مکتب سراسر اشتباه پوزتویسم ها میدونید، که این هم اشتباه خیلی بزرگی است، چون در واقع مشکل پوزتویسم ها با عقل مدار بودنه و اگرنه این فریضه های سراسر تناقض از اون ها صادر نمی شد
        ضمنا اگر در مورد فرضیه علیت حرفی دارید بهتره همین جا بیان کنید نه این که یه حرفی رو هوا بزنید و …

      • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: تیر ۱۷, ۱۳۹۲ در ۷:۰۱ ب.ظ

        سلام آقا میلاد
        خسته نباشید به نظر خیلی ادعای درک مسائل فلسفی رو دارید، اما اون طور که از ظاهر کلامتون پیداست فقط فرضیه های یه مکتب فلسفی رو مطالعه کردید و چشم بسته تمام فرضیه های اون ها رو قبول کردید، دوستانه عرض میکنم کمی دایره مطالعاتتون رو گسترش بدید! روی چه حسابی این طور قاطعانه میگید که وجود فقط مختص مادیاته؟!!! این حرف یا برخواسته از یه تصور خیلی بچه گانه است یا این که فلسفه رو مساوی با مکتب سراسر اشتباه پوزتویسم ها میدونید، که این هم اشتباه خیلی بزرگی است، چون در واقع مشکل پوزتویسم ها با عقل مدار بودنه و اگرنه این فریضه های سراسر تناقض از اون ها صادر نمی شد
        ضمنا اگه در مورد نظریه علیت حرفی دارید همین جا بیان کنید نه این که یه حرفی بزنید و …

      • ناظر گفته است: مرداد ۱۹, ۱۳۹۲ در ۱:۴۰ ب.ظ

        ۱) کسی با اصل تکنولوژی مخالفت نکرده که برخی نظرات گفتن این مثل مخالفت با دوش حمامه! این قیاس کاملا مع الفارقه.
        قضیه شطرنج هم بحث مفصل تری داره. اصلا من نمی دونم چرا هر کس و ناکسی به خودش اجازه میده بیاد در مورد دین و احکامش نظر بده؟ قرآن و حدیق و ۲۰ سال درس خوندن یه مجتهد رو حداقل اندازه یه کتاب فیزیک(!) بدونید که اگه تخصصش رو ندارید اظهار فضل توش نکنید!
        موضوع مخالفت، اولویت نداشتن “زمانی” ورود این تکنولوژی هست. نسل دهه ۶۰ ای ها با ورود اینترنت، دچار فجایع اخلاقی و فرهنگی شدند. مشکل خود اینترنت نبود، مشکل عدم فرهنگ سازی و عدم آمادگی برای آفت ها و حملات از طریق این تکنولوژی بود.
        تکنولوژی اگر آمادگی و شناخت کافی نسبت بهش وجود نداشته باشه، مثل اسب تروا می مونه… (مثال بهتر از این پیدا نکردم!)
        متاسفم از اذهان رسانه زده ای که بدون علم درباره چرایی مخالفت و موضوع مخالفت مراجع با موارد مختلف فقط نظر می دن!

        ۲) اون نظراتی که درباره وجود “ماوراء” و اینا حرف زده بود یکی، کلا خنده دار بود! خوب عزیز فلسفه بلد نیستی نظر نده خوب!

        ۳) دوستی به نام “یونس” کتاب “چنین گفت زرتشت” نیچه رو معرفی کرده اند، و از فلسفه (نمیشه خیلی بهش گفت فلسفه) اگزیستانسیالیسم به عنوان چیزی نزدیک به علم نام بردند.
        عزیز برادر، کتب نیچه، به گفته خود غربی ها و طرفدارانش، بیش از آن که فلسفی باشه، ادبی هست! یعنی استدلال و اینا توش نداره چندان، بیشتر اعلام نظراتش در قالبی ادبی هست. خودشم استاد ادبیات بوده و نه فلسفه.
        استدلال های قوی شیعه که بیش از همه مورد قبول هست متعلق به ملاصدرا هست و علامه مصباح و جوادی آملی توسعه و بسط اش داده اند. ملاصدرا ، فیلسوف بوده و نظریاتش در دنیا و ایران تا به حال جوابی به خودش ندیده در ردش. متقن و بدون هیچ خلل.
        این که یه سری نادان (قصد توهین نیست، بیان واقعیت می کنم) اصل علیت رو رد می کنند، دلیل نمی شه که بگیم درست می گن! چون دارند با اصل علیت زندگی می کنند، با اصل علیت همون “فکر کردن” رو انجام می دن و بعد ردش(!) می کنند. کسی که بگه قائل به رد علیت هست، یعنی هیچ فعلی رو نباید انجام بده. هیچ فعلی! اصلا اگر کسی فعلی انجام میده، از فکر کردن تا هر فعل ارادی دیگه، یعنی قائل به علیت هست. (چون می دونه وجودی هست، که اراده ای می کنه، و اثری می ذاره، که او می شه علت و فعل اش معلول. )
        انچه هم شما در غرب به عنوان “علم” ازش یاد می کنید، در مجموع تعدادی از ابزارهای بشر برای دریافت معرفت رو حذف کرده اند، و اسمش را گذاشته اند علم. این “علم” در واقع فقط علوم تجربی (empirical) هستند و ابزراشان فقط متناسب با اشیاء مادی قابل رویت یا تشخیص. خوب معلومه اگه چیزی غیر از ماده در جهان وجود داشته باشه (که با اثبات دقیق ملاصدرا قطعا وجود داره) نمیشه با این ابزارها که مختص ماده هستند درباره شون کشف معرفت کرد.

        ۴) کمی بیشتر به همه دوستان توصیه می کنم درباره حوزه و مرجعیت و دین تحقیق کنند و مطالعه و سری هم به حوزه ها بزنند. سقف اطلاعات تان را سایت و اینترنت و رسانه ها قرار ندهید…
        یا علی

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۵:۴۲ ب.ظ

    بابت معذرت خواهی هم خواهش میکنم، راستش اولش ناراحت شدم ولی بعد گفتم حتما دلش پره، بذار ناراحتیشو سر ما خالی کنه و آروم شه.
    پس اشتباه بود ولی واقعا عجب اشتباهی بودا !!!!!!

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۵:۵۵ ب.ظ

    راستی یه نکته ای
    من احساس میکنم شما بیشتر از عملکرد بعضی مسئولین و روحانی های ایران دلگیر و خسته هستید،با این حرف ها دنبال یه الگوی کامل تر برای زندگی فردی و اجتماعی میگردید.
    و به همین خاطر توی کشورهای دیگه یا تاریخ باستان به دنبال الگو هستید،
    منم از خیلی از عملکردها ناراحتم و دلم خونه ، میتونید این روحیه رو از تو مطالب وبلاگم هم متوجه بشید
    ولی این رو منصفانه نمی دونم که به خاطر این که فلان مسلمان(حالا هرچه قدرم که درجش بالا باشه)اشتباه کنه ، اسلام رو زیر سوال ببرم.
    چون عقل دارم ، مطالعه و تحقیق هم زیاد کردم مبینم که دستورات اسلام شگفت انگیزه ولی بعضی از این مسلمان ها هستند که هرجور دلشون بخواد رفتار می کنن و متاسفانه این به پای اسلام نوشته میشه.
    و از اون طرف تو جامعه های دیگه و تاریخ باستان هم خبر خاصی نیست.
    تو یه چیز خوبن تو چندتا چیز دیگه بد.

  • یونس گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۲ ب.ظ

    راستی بد نیست این مطلب رو بخونی که اتفاقا تو فیسبوک دیدمش فک کنم مرتبط به موضوع باشه :

    دختر بچه ایی که اجازه ندارد قهرمان شود

    ….
    الینا قاضی عسگر ۸ ساله است. در ۳ سالگی و به طور تصادفی در یکی از استخرهای شهر اصفهان، استعداد او کشف شد. الینا که به همراه مادر خود به استخر رفته بود، در بخش کودکان و کم عمق با تیوب مشغول بازی می‌شود. ناگهان او را در قسمت سه متری و عمیق استخر مشاهده می‌کنند، که بدون هیچ واهمه‌ای شنا می‌کند.

    مربی حاضر در استخر متوجه شجاعت او می‌شود و پس از سه جلسه آموزش و تمرین، بدون تیوب و براحتی، او را برای شنا ، آزاد می‌گذارند. والدین او هفت ماه و بطور مداوم برای او مربی می‌گیرند.

    در ۴ سالگی قهرمان مسابقات زیر ۹ سال در استان اصفهان و در ۵ سالگی قهرمان مسابقات زیر ۹ سال در کل کشور می‌شود و به همراه سه دختر دیگر ، برای مسابقات جهانی تایلند اعزام می‌شوند که نتیجه شگفت انگیز آن نایب قهرمانی جهان است.

    میل به یادگیری در این دختر محدود به شنا نیست، بزرگ‌ترین تاسف الینا پس از قرار گرفتن روی سکوی نایب قهرمانی، نداشتن توانائی مناسب برای مکالمه انگلیسی با قهرمان ایتالیائی بوده است. او به پدر و مادرش گفته بود که دختر قهرمان با اینکه ایتالیائی بود ولی با من به زبان انگلیسی احوال پرسی کرد که نتوانستم جواب بدهم . بلافاصله پس از بازگشت ، به کلاس زبان می‌رود، اکنون علاوه بر انگلیسی که یاد گرفته، به یادگیری زبان فرانسه نیز علاقه نشان می‌دهد.

    روز به روز مهارتهای او در انواع شنا و شیرجه بالا می‌رود. اما این تنها استعداد ورزشی او نیست، هم اکنون الینا کمربند مشکی کاراته هم دارد که قهرمان اصفهان شده و منتظر مسابقات کشوری است. بدون تردید چنین دختر شاداب و بااستعدادی باعث افتخار است . والدین او نیز هر چه در توان داشته‌اند برای پیشرفت او هزینه کرده‌اند.

    اما الینا با این همه استعداد یک مشکل بزرگ دارد، او در ۹ سالگی باید از مسابقات قهرمانی جهان بازنشسته شود ! دختران پس از ۹ سال اجازه شرکت در مسابقات بین المللی شنا را ندارند. خانواده او در این رابطه چه باید بکنند؟ برای آینده الینا چه کاری از دست آنها ساخته است ؟

    اگر جای این خانواده بودیم چه می‌کردیم ؟ آنطور که پدر ایشان تعریف می‌ کند ، فدراسیون شنا در حال طراحی لباسی مناسب است. البته نظر به تجربه فوتبال بانوان ، در ورزشی مثل شنا، بعید به نظر می‌رسد طرحی موفق باشد.

    آیا الینا، نایب قهرمان جهان در ۸ سالگی، فقط امکان درخشش در مسابقاتی را خواهد داشت که در ۵ سالگی ! قله‌های آن را فتح کرده است ؟

    واقعا متاسف شدم .

    • مهدی خدادادی گفته است: اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۸ ب.ظ

      دوست عزیز ، آقا یونس
      این داستان ریشه در واقعیت ندارد و “ستاد مبارزه با چرندیات” اصل داستان را پیگیری کرده و فهمیده که شایعه ای بیش نبوده است .
      ما در ایران تیم ملی شنای بانوان در رده های بزرگسالان هم داریم و لباس مناسب برای این کار هم گویا طراحی شده و مورد استفاده قرار می گیرد .
      سپاس

  • یونس گفته است: اسفند ۱۹, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۸ ق.ظ

    واقعا ؟ عجب آدمهای مزخرفی پیدا میشن شایعه میذارن دلم به حال دختره بیچاره سوخت خوشحالم که کذب بوده . البته لحن خبر هم خیلی جنجالی هست که شک برانگیزه . سپاس آقا مهدی

  • یونس گفته است: اسفند ۱۹, ۱۳۹۱ در ۱:۴۶ ق.ظ

    آقا/خانم “وبلاگ برگ های عشقه”
    راستی من اینا رو نمیدونم چین : “برهان واجب الوجود و نظم و برهان صرفیت” و “اجتماع نقیضین” حتما در موردشون تحقیق می کنم . البته برهان واجب الوجود فک کنم همون علت العلل باشه ولی مطمئن نیستم اگه میشه و اطلاعاتی در مورد اثبات وجود خدا داری خوشحال میشم منم در جریان بذاری یا یک منبع معرفی کنی . فرقی نمیکنه اینوری یا اونوری من واسه ردش کتاب “چنین گفت زرتشت” رو بهت معرفی میکنم که یه طورایی تفکرات زرتشت رو نوشته من چون اصولا به هیچ دینی معتقد نیستم دین زرتشتی رو هم که من درآوردی مغ ها بوده واسه حکومت قبول ندارم ولی از همه ی ادیان یه اطلاعاتی دارم ظاهرا زرتشت هیچ دینی نداشته و حرف از خدا نزده و بیشترش بر میگرده به زمین و قوانین زمینی که خیلی واسم جالبه و به عنوان یک اندیشه خوب قبولش دارم اندیشه اگزیستانسیالیست که خیلی به علم نزدیکه مخصوصا ریاضیات و فیزیک و زیست شناسی و الان تو اروپا طرفدار های زیادی پیدا کرده این اندیشه . البته اصلا ازش دفاع نمی کنم چون اصولا با حمله کردن یا دفاع کردن مخالفم و فقط دنبال حقیقتم و خوشحال میشم از طرز فکر دیگران هم باخبر بشم چرا که به اصل عدم قطعیت خیلی معتقدم و بازگو کردن افکار هم اگه تو یک محیط سالم و با ظرفیت باشه سازنده هست . راستی اسم وبلاگت خیلی قشنگه معنیش چیه؟ این ایمیل منه اگه خصوصی بحث کنیم فک کنم بهتر باشه return.zero@yahoo.com این پسته ترکید دیگه با عذرخواهی از آقا مهدی . پیروز باشید

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱:۱۰ ب.ظ

    سلام
    یونس جان من نکات و سوال های دقیق و منطقی رو بیان کردم ، اما متاسفانه شما رو اونها دقت لازم رو نکردید.
    اگه توجه کنید من به سوال های شما پاسخ می دم(هرچند اگه به نظر شما درست نباشه)
    اما شما از کنار سوال های کلیدی من خیلی راحت میشید، و دوباره همون ادعاهای خودتون رو مطرح می کنید.
    نگاه کن دوست من ، روش یه بحث ریشه ای این نیست!
    این طوری که شما پیش می ری همه بحث ما رو هواست! اول باید در مورد ریشه اختلاف نظرها به یه نتیجه ای رسید، بعد وارد مرحله بعدی شد.
    بحث منطقی مثل ریاضیه تا وقتی که شما تکلیفتو با جواب معادله اول روشن نکردی نمی تونی از اون در معادله دوم استفاده کنی.
    مثلا من در یک قسمت از نوشته ام اعتقاد شما به نسبیت عقاید رو زیر سوال بردم ، اما شما هیچ جوابی به اشکال من ندادید و دوباره می گید که به نظر من هیچ اعتقاد ثابتی وجود نداره.
    چند حالت بیشتر نداره یا حرف من رو قبول ندارید که باید منطقی ردش کنید.
    یا اصلا نظر من رو نخوندید!
    این طوری نمی شه پیش رفت ، درست می گم؟
    بنابراین تا بحثمون یه متد منطقی و منظم پیدا نکنه من فایده زیادی تو این بحث نمی بینم!

  • وبلاگ برگ های عشقه گفته است: اسفند ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱:۱۴ ب.ظ

    سلام
    عشقه اسم یه گیاهه مثل پیچک که میگن واژه عشق از اون گرفته شده .
    من هم با این مساله موافقم
    بهتره از طریق ایمیل صحبت کنیم
    ایمیل من ۱۲asemani@mailfa.com
    با تشکر فراوان از آقای خدادادی

  • یونس گفته است: اسفند ۲۴, ۱۳۹۱ در ۱:۴۲ ق.ظ

    سلام واستون ایمیل زدم .

  • پرهام گفته است: اسفند ۳۰, ۱۳۹۱ در ۹:۵۱ ب.ظ

    نگاه شما رو من هم تایید می کنم؛درست مثل این می مونه که بگیم قبلا مخالفای موبایل،تلویزیون،اس ام اس و بسیاری از چیزهای دیگه خیلی زیاد بودن؛ولی الان همشون از این قبیل تکنولوژی ها استفاده می کنن!!!

  • محمدرضا گفته است: فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۸:۱۶ ب.ظ

    کف کردم واقعا از این سر تیتر….
    نگاهی کهنه به فناوری نو

  • علی خورشیدی بنام گفته است: فروردین ۱۱, ۱۳۹۲ در ۸:۴۲ ب.ظ

    پیکسلر جان تولدت مباااررررک!!!!!!!!
    آقای خدادادی عزیز تبریک بنده حقیر رو پذیرا باشید!

    • مهدی خدادادی گفته است: فروردین ۱۲, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۶ ق.ظ

      ممنون جناب خورشیدی . واقعا خوشحال شدم دیدم کسی هست که بدونه پیکسلر کی اففتاح شد . بسی خوشحالی . سپاس

  • مهدی گفته است: فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ در ۱:۲۸ ق.ظ

    تشکر فراوان از پست زیباتون

  • ابراهیم گفته است: اردیبهشت ۹, ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۷ ب.ظ

    سلام.
    دروغ چرا، همه مطالب رو نخوندم. فقط اینو مینویسم واسه اونایی که مخالفت کرده بودن با این فناوری، چون به قول آقای بیضایی ما ایرانی ها حافظه تاریخی نداریم.
    یه سرچ بزنین تو اینترنت، «البته اگه این فناوری! حرام نیست» و ببینین نظر مراجع و بزرگان در مورد دوش حمام! قبل از ورودش به ایران چی بوده،یا ویدئو یا حرام بودن مطلق موسیقی قبل از فتوای امام(ره)، و کلی چیز دیگه، چی بوده.
    شاید واسه بعضی از دوستان خنده دار یا باورپذیر نباشه که مثلن مثنوی یا شطرنج حرام بوده!
    اما الان چی…
    این رو هم میزارم واسه کسایی که حوصله سرچ ندارن:
    http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1178308
    باقی بقایتان، یا هــــــــــــــــــو…

  • iReza گفته است: اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۲ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    خوشحالم چنین بحثی این اندازه موافق و مخالف داره … اونم توی سایت پیکسلر …
    امیدوارم این چنین بحث هایی ادامه دار باشه تا همه از نظرات هم استفاده کنیم و اطلاعات خودمون رو هم بالا ببریم …

  • pixeler pixeler